<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
<title>:-:مقالات و تحقيقات كليه گرايش هاي مهندسي كشاورزي:-:</title>
<link>http://irangolara.com/</link>
<language>Fa</language>
<description>:-:مقالات و تحقيقات كليه گرايش هاي مهندسي كشاورزي:-:</description>
<generator>DataLife Engine</generator><item>
<title>خوراکهای مکمل برای گوسفند</title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2826</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2826</link>
<description><![CDATA[مترجم : فرزاد منوچهری <br />منبع: ژورنال کشاورزی غرب استرالیا نویسنده : J.B.Rowe<br />چاپ در: گاهنامه دانش دامپروری – کانون مدیران فنی دامپروری استان فارس <br />در غرب استراليا بيشتر پروش دهندگان گوسفند مكمل هاي غذايي را زماني مورد استفاده قرار ميدهند كه خوراكها ي مزرعه بيشتر شامل كاه غلات با كيفيت پايين و علوفه ي خشك باشد , در حاليكه اين خوراكها نميتوانند نيازهاي غذايي بره ها يا ميشهاي مرحله آخر آبستني يا در شير دهي را تامين كنند .<br />هدف از تغذيه خوراکهاي مكمل اطمينان از آن است كه حيوان بتواند تا حد امكان خوراك خشك دريافت كند در حالي كه اين خوراك مكمل را با كيفيت برتر جهت نگهداري و رشد دريافت مي دارد . خوراكهاي مكمل ميتوانند ديگر مواد مغذي كه موجب افزايش بهره وري استفاده از خوراك ميشوند را نيز تامين كند .<br />تمام اين اقدام ها بايد با توجه به خوراكهاي موجود در منطقه و قيمت آنها باشد.<br />انتخاب خوراكهاي مكمل :<br />مكمل هاي مهمي كه در دسترس پرورش دهندگان مي باشد شامل آجرهاي ليسيدني ٬ دانه غلات (يولاف جو و گندم )لوپن ٬ علوفه ٬ غلات ٬ علوفه مرتع و كاه غلاتي كه ممكن است براي بهبود كيفيت فر آوري شده باشد . در اين مقاله مزايا و معايب نسبي هر كدام از اين اقلام بررسي ميشود .<br />بلوكهاي ليسيدني :<br />بيشتر بلوكهاي ليسيدني براي تامين اوره و مينرالها براي حيواناتي كه خوراكهاي كم پروتئين مراتع را مصرف ميكنند ساخته شده است تا آمونياك شكمبه اي لازم براي فعاليت جمعيت ميكروبي فراهم شود .<br />در غرب استرالیا دامهايي كه كاه غلات را با مكمل بلوكها ي ليسيدني مورد استفاده قرار ميدهند افزايش وزن بيشتري دارند .<br />آزمايشهاي ايستگاههاي تحقيقاتي نشان داده است كه در سالهاي متعادل با مقداري باران تابستانه گوسفنداني كه از بلوكهاي ليسيدني همراه با كاه استفاده ميكرده اند سرعت كاهش وزن كمتري در مقايسه با گوسفنداني كه كه از اين مكمل استفاده نميكرده اند ٬ داشته اند . اين در حالي است كه گوسفندان تغذيه شده با لوپن اضافه وزن داشته اند .<br />استفاده از بلوكهاي ليسيدني راحت است ٬ براحتي حمل ميشود و تنها بايد هر 2تا 3 هفته يك بار مورد استفاده قرار داد . ولي قيمت نسبتا بالاي مواد مغذي در اين بلوكها باعث ميشود كه اين مكملهاي خوراكي گران تمام شوند .<br />‌‌‌‌‌دانه هاي غلات :<br />دانه ي غلات بيشترين و گسترده ترين شكل خوراكهاي مكمل در دسترس هستند كه معمولاً از بلوكها و شبدر ارزانترند .همچنين براحتي ميتوان آنها را حمل و نقل و انبار كرد . اما دانه ٔغلات حاوي مقادير بالاي بالاي نشاسته مي باشند . در ابتداي تغذيه با آنها با احتياط و دست كم هفته اي دو بار تغذيه شوند تا از مسموميت ناشي از آنها جلوگيري شود .<br />محققان به وضوح نشان داده اند كه تغذيه نشاسته (بصورت دانه هاي غلات )همراه با جيره هاي بر پايهٔكاه موجب كاهش ميزان گوارش سلولز (فيبر ) تا 50%ميشود . دامهايي كه فقط با كاه تغذيه شدند٬ در 6 هفتهٔابتدايي آزمايش تغيير وزني مشابهي با دامهايي داشتند كه همراه با كاه تا 40% كل جيره نشاستهٔ گندم دريافت ميكردند . <br />براي آنكه مقادير اقتصادي دانهٔ غلات توسط گوسفند استفاده شود بايد با افزودن مواد اضافي مقدار مصرف آن را محدود كرد . نشان داده شده كه مخلوط سنگ آهن با جو (در حالي كه 30 % جيره را تشكيل دهد)موجب محدود كردن مصرف جو تا 200 گرم در راس در هر روز ميشود . خوراندن چنين مخلوطي به ميشهاي آبستن در طول تابستان و پاييز موجب ثابت ماندن وضعيت آنها شده است .<br />البته به نظر ميرسد كه چند اشكال فني در مخلوط كردن سنگ آهك با جو وجود دارد . ماده ي خشك سنگ آهك بايد نسبتا پايين و ثابت باشد تا مخلوط به راحتي تشكيل شود .<br />همچنين سنگ آهگ ممكن است درون تانكهاي ذخيره يا هاپر سولفيد شود كه خود مستلزم صرف نيرو و كارگر براي شكستن آن است . <br />حالت سفت شدن همچنين ممكن است در لبه دهانه خوراك ريزها به وجود آيد كه بايد دست كم دوباره در هفته تميز شوند . اين مشكلات بايد در كنار مسائل مربوط به تجهيزات مخلوط كردن و تغذيه كردن مخلوط مورد توجه باشد .<br />لوپن : <br />دانه لوپن معمولا در مقادير مساوي به ازاي هر تن گرانتر از دانه غلات است ولي با افزايش دانسته هاي ما از ارزش اين مكمل غذايي به نظر مي آيد كه شايد حتي با قيمت بيشتر خريد اين خوراك از لحاظ اقتصلدي به صرفه باشد . اين دانه مقدار اندكي نشاسته دارد لذا موجب اسيدوز نمي شود . به همين دليل نيازي نيست كه فقط دوبار در هفته تغذيه شود . <br />به نظر ميرسد كه دست كم 6 هفته تغذيه با خوراك هاي حاوي نشاسته ي بالا مثل گندم و جو نياز است كه اين خوراكها بابازدهي مناسب توسط حيواناتي كه علوفه كم اهميت مي خورند مورد استفاده قرار مي گيرد . كيفيت يولاف بسته به محل كشت متغير است وميتواند عملكرد حيوان را بشدت تحت تاثير قرار دهد <br />تاثير اين خوراكها مكمل بر ميزان رشد پشم حيوان نيز بايد مورد توجه قرار گيرد .<br />لوپن پروتئين را همچون انرژي تامين ميكند .<br />كاه غني شده :<br />كاه عمل آوري شده يك جايگزين براي استفاده از دانه هاي مكمل يا بلوكهاي ليسيدني ٬ عمل آوري كاه كم كيفيت غلات است كه موجب افزايش گوارش پذيري آن ميشود .<br />در اين خصوص بايد هزينه هاي برداشت كاه ٬ بسته بندي و در كنار هزينه هاي ناشي از عمل آوري مورد توجه قرار گيرد . تغذيه با كاه عمل آوري شده همچنين متضمن استفاده از مقادير زياد خوراکها براي توليد جيره كامل مي باشد . مهمترين مزيت اين راهكار استفاده از مواد خام (كاه غلات )ارزان قيمت است و گوسفندان ‌‌‌‌در مراتع محدود شده افزايش مقدار خوراك مرتعي در ابتداي پاييز در پي خواهد داشت .<br />آ – آلكالاژ :<br />اين كارباافزودن هيدروكسيد سديم به كاه براي افزايش هضم پذيري آن انجام ميشود . در اين پروسه كاه بر روي هم انباشته ميشود يا در يك حفره سيلو مي گردد . سپس مخلوطهاي معدني بدان افزوده ميشود اين پروسه باعث افزايش هضم پذيري كاه ميشود كه هنگامي كه به گاوها داده شود٬ افزايش وزن بهتري در مقايسه با كاه ساده دارد . اگر چه هنگامي كه كاه آلكالاژ به گوسفند داده ميشود مقدار رشد متغير تر است .<br /><br /><br />ب – اوره :<br />روش دوم استفاده از اوره كه در بيشتر نقاط جهان انجام ميشود . اگر چه بر خلاف افزايش هضم پذيري بعد از عمل آوري ٬ عملكرد گوسفنداني كه كاه عمل آوري شده دريافت كردند به طور معني داري از آنهايي كه كاه ساده همراه با 250 گرم دانه لوپن دريافت كردند٬ كمتر بود .<br />نتيجه :<br />به نظر ميرسد دانه لوپن مناسبترين خوراك مکمل باشد ولی استفاده از آن محمدود است . وارد کردن خوراک باعث افزايش ريسك ناشي از تخم علف هاي هرز ميشود . پرورش دهندگاني كه خود يولاف و جو مي كارند ترجيح ميدهند كه هزينه هاي ناشی از حمل و نقل خريد لوپن را نداشته باشند .<br />نوع و مقدار خوراكهاي مكمل بر اساس خوراكهاي در دسترس وضعيت حيوان و اهداف پرورش متغيير است . نتايج مربوط به مقدار رشد پشم و تغير وزن با توجه به نوع و مقدار خوراكهاي مكمل و در سيستم هاي چراي مشابه٬ راهكارهايي براي پرورش دهندگان در جهت اتخاذ سياستهاي مديريتي بوجود مي آورد .<br />]]></description>
<category><![CDATA[مقالات عمومي دام]]></category>
<dc:creator>مهدی کیانی</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 01:50:22 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>دانستنیهای مورد نیاز پيش سرمايه گذاری در مورد شترمرغ</title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2825</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2825</link>
<description><![CDATA[قبل از هر اقدامي براي سرمايه گذاري در زمينه‌هاي مختلف لازم است كه سرمايه‌گذار به دقت جوانب امر را زير نظر داشته باشد. <br />هر قدر اطلاعات بيشتر كسب شود خسران كار كمتر است و سرمايه اصلي در مدت معلوم برگشت خواهد شد. همانطوريكه مي‌دانيم اخيراً موضوع پرورش شترمرغ در ايران توجه دست اندركاران و سرمايه‌گذاران را به خود معطوف ساخته است. گروهي از علاقه‌مندان به اين رشته و يا بهتر بگوييم سرمايه داران، پس از جمع‌آوري شتاب‌زده اطلاعات از اين طرف يا آنطرف دنيا اقدام به ورود تخم و يا جوجه و يا پرنده بالغ يعني شترمرغ نموده‌اند. ظاهراً تا اين مرحله هيچ اشكالي بوجود نيامده و انشاءالله كه نخواهد آمد ولي مشكلات بعد از اين ممكن است بدليل عدم دانش كافي باعث به خطر افتادن برگشت سرمايه اصلي بدست صاحبان سرمايه باشد. البته انتظار هم‌چنين است، به عبارتي اگر خطراتي در اين باب بوجود آيد نبايد انگشت حيرت بدندان گزيد چرا كه در اين رشته خاص يعني پرورش و توليد شترمرغ و خانواده آن، مشكلاتي در سطح جهان از نظر نوع كيفيت تغذيه و بيماري و باروري و نيز سيستم هچري مطرح است كه تا اين زمان متخصصين فن در حال برطرف كردن آنها مي‌باشند. <br />بنظر نبايد در اين امر شتاب نمود اگر در اين امر جدي هستيد و مي‌خواهيد به هر صورتي سرمايه‌تان را در اين رشته نو پا در ايران بكار گيريد بياييد با هم به مواردي چند نظري افکنيم: <br />1-تا آنجا كه مي‌توانيد با استفاده از تمامي امكانات موجود در كشور اطلاعات كسب نمائيد و از كارشناساني كه مي‌توانند در اين راه به شما ياري رسانند بهره‌مند شويد البته اين يك امر كلي است يعني در هر زمينه‌اي بايد اطلاعات خود را اضافه نماييم. داشتن اطلاعات زياد ما را با ضرر كمتري مواجه خواهد ساخت. <br />2-برآورد نياز و مصرف داخلي. از خود سوال كنيم كه گوشت شترمرغ تا چه ميزان در داخل كشور شناخته شده و تقاضاي مكفي براي آن وجود دارد. البته ممكن است گفته شود كه سرمايه‌گذاري در هر رشته نوپا و تازه‌اي براي اينكه در بازار مصرف جا بيفتد نياز به زمان دارد. آيا شما جزء آندسته از سرمايه گذاراني هستيد كه اين طول زمان نامشخص را مي‌پذيريد؟ تا چه مدت و به چه قيمتي؟ اگر بازار داخلي را مد نظر نداريد پس مي‌خواهيد وارد بازارهاي جهاني شويد. آيا مي‌توانيد با رقباي قوي در سراسر جهان كه ده‌ها سال است در اين امر تقريباً خبره شده و بازار جهاني را در دست خود دارند رقابت نمائيد؟ <br />3-آيا با نوع رفتار (بخصوص در زمان جفت‌گيري)، همينطور به بيماري آنها آشنايي داريد؟ آيا اطلاع داريد كه از كدام نژاد براي پرورش و توليد نسل استفاده نمائيد كه با آب و هواي ايران تطبيق داشته و بيشترين محصول را به شما ارائه دهد؟ آيا مي‌دانيد كدام منطقه ايران براي پرورش شترمرغ مناسبتر است؟ <br />4-در حال حاضر اگر بخواهيد گروهي از شترمرغهاي آماده به كشتار را ذبح نماييد، آيا كشتارگاه ويژه‌اي براي اين نوع پرندگان وجود دارد؟ يا اينكه از كشتارگاه‌هاي موجود استفاده خواهيد نمود؟ <br />5-آيا مي‌دانيد چگونه مي‌توان درصد جوجه‌آوري تخم‌ها را افزايش داد، يا اينكه تنها به اطلاعات مكتوب شركتهاي خارجي صادر كننده اين گونه اقلام اكتفا خواهيد نمود؟ <br />6-آيا از وضع و كيفيت و نوع تغذيه اين پرندگان درشت قامت اطلاعات كافي داريد، مثلاً مي‌دانيد كه اين پرندگان به چه ميزان ويتامين و همين طور چربي و پروتئين نياز داشته و همچنين تغييرات فرمول غذايي در طول زندگي باروري آنها را فرا گرفته‌ايد؟ <br />7-آيا منابع تهيه شترمرغ را در جهان مي‌شناسيد،؟ آيا مي‌دانيد بهترين نژادي كه در جهان ضريب تبديل غذايي آن مطلوب است و بالاترين مقدار گوشت و بهترين نوع پوست و پر را توليد مي‌كند، در مقابل تغييرات آب و هوايي و نيز بيماري مقاوم كدام است و در كجاست؟ <br />اكنون براي شناخت بهتر از اين نوع پرنده مطالبي را با هم مرور مي‌نماييم، شايد كمكي باشد به آن دسته از علاقه‌منداني كه قصد ندارند بدون مطالعه و شتابزده به كاري مبادرت ورزيده و سرمايه خود را به خطر اندازند. <br />شترمرغ در زمانهاي پيشين در مناطق آفريقايي، سوريه و كشورهاي عربي يافت مي‌شد. آن را مي‌توان بومي آفريقا دانست. استخوان‌ها و فسيل شترمرغ يافت شده در آثار باستان شناسي حكايت از قدمتي حدود 60 ميليون ساله دارد. شترمرغ صرفه نظر از اين كه براي گوشت و پر شكار مي‌شده، مصريان، يونانيان و روميان باستان كساني بودند كه اين پرندگان وحشي را رام كرده و زنان اشراف مصري و رومي براي سواري از آن استفاده مي‌كردند. بر خلاف پر ساير پرندگان، ريشه‌هاي پر شترمرغ از نظر طول از هر دو طرف يكسان است، به همين خاطر از اين پر در مصر باستان بعنوان مظهر و نماد قضاوت و حقيقت استفاده مي‌گرديد. در آثار بجا مانده از معابد توتان خامون، براي نشان دادن قدرت مافوق فرعون او را در حال شكار شترمرغ با تير و كمان نشان داده‌اند. عربها از روي اسبهايشان اين پرنده را براي گوشت و پوست آن شكار كرده و از پوست آن لباس تهيه مي‌نمودند. <br />متجاوز از صد سال است كه در سرتاسر آفريقا شترمرغ را براي پرهاي آن شكار مي‌كردند ولي امروزه پر شترمرغ ارزش اقتصادي كمتري نسبت به گوشت و پوست آن در جهان دارد. گوشت اين پرنده‌ها از نوع گوشت قرمز است با طعم گوشت گوساله و نسبت به مرغ و بوقلمون داراي كلسترول كمتري است. <br />پرندگان گروه Ratite (پرندگان بزرگ سينه پهن فاقد قدرت پرواز) مثل شترمرغها، Emu ها، Kiwi ها و Cassowary ها، مدت صدسال است كه به منظور تجارت مورد پرورش قرار می گيرند. <br />محبوبيت آنها در بين مردم در خلال چند سال اخير بشدت رو به افرايش گذاشته است‌. تجارت پرورش شترمرغ در حال حاضر در پنجاه ايالت آمريكا همچنين در كانادا و مكزيك صورت مي‌گيرد. <br />بسياري از پرورش دهندگان و توليدكنندگان صنعتي غذاي شترمرغ با استفاده از تجربياتي كه درباره مرغها و بوقلمونها اندوخته‌اند موجب بهبود راه بردي تغذيه در اين نوع پرندگان خاص گشته‌اند. سعي و تلاش توليدكنندگان باعث شده است كه صنعت پرورش پرندگان سينه پهن با موفقيت پيش رود. بطور مثال، مشخص گرديد كه جنس ماده چه تعداد تخم مي‌گذارد و در عرض پنج سال اين تعداد مي‌تواند به حدود دو برابر برسد. <br />امروزه جوجه‌ها با مديريت مناسب و فني نسبت به گذشته مي‌توانند بيشتر زنده بمانند. با اين وجود هنوز مطالب زيادي درباره اين پرنده وجود دارد كه نامعلوم باقي مانده است و بايد بدان پي برد زيرا اطلاعات علمي لازم در مورد مديريت تغذيه اين نوع پرندگان خاص يعني سينه پهن‌ها يا گروه شترمرغها همچنان مورد نياز جامعه پرورش دهندگان جهان است. شايد يكي از بزرگترين دغدغه‌هاي موجود در بين سازندگان خوراك و توليدكنندگان اين دسته از پرندگان اين باشد که نسبت به كيفيت غذا و سلامتي آن براي استفاده پرندگاني از اين نوع به اطمينان كامل دست نيافته‌اند. <br />جوجه‌هاي شترمرغ را در سنين سه تا چهار ماهه براي پرورش مي‌فروشند ولي بيشتر آنها را تا يكسالگي يا كمي بيشتر براي صادرات محصولاتي چون گوشت و پوست نگهداري مي‌كنند. در اين سن پرنده حدود 5/32 الي 5/47 كيلوگرم گوشت 02/2 الي 86/1 مترمربع پوست قابل استفاده دارد كه از نظر كيفيت و دوام سه برابر پوست گاو است البته پرها را نيز بايد بدان اضافه كرد. هر شترمرغ، بالغ بر دو كيلوگرم پر توليد مي‌كند در وسايل لوكس و صنعت استفاده زيادي دارد. <br />مديريت و مشخصات ويژه: <br /><br />شترمرغ يكي از بزرگترين پرندگان جهان محسوب مي‌شود با طول قامت 43/2 الي 74/2 متر با 90 الي 135 كيلوگرم وزن. نرها معمولاً به سادگي جابجا مي‌شوند ولي در فصل جفتگيري كمي وحشي و خشن هستند. دو ماده و يك نر را بعنوان يك واحد توليدي و يا تريو مي‌دانند (از سن سه تا چهل سالگي) پنج تريو در يك چراگاه به وسعت نيم هكتاري قابل نگهداري مي‌باشند. انتظار مي‌رود كه در هر تريو 120 الي 200 تخم در سال توليد گردد كه با يك مديريت تا 80 درصد قابليت جوجه‌آوري دارند. مديريت اين پرندگان آميخته‌اي است از نشخواركنندگان و پرندگان، اين در حالي است كه شترمرغها اساساً علف‌خوار بوده ولي با دو معده و يك سنگدان و پيش معده ولي بدون چينه دان. پرنده بالغ مي‌تواند بخوبي در مقابل بيماريها مقاوم باشد و مرگ تنها در اثر تصادفات بروز نمايد. <br />ايجاد ضايعات در پا: <br /><br />معمولاً جوجه شترمرغها تا دو ماهگي مديريت ويژه‌اي را مي‌طلبد. آنها به عوامل استرس‌زايي چون بيماري و حرارت بسيار حساس هستند. نوع تغذيه در مرحله رشد نقش بسيار مهمي براي كيفيت تخمها و جوجه‌هاي جوان دارد. <br />تغذيه جوجه‌هاي جوان با پروتئين بالا در هفته نخست مشكلاتي را در پاها ايجاد مي‌كند. اين مسئله ممكن است مربوط به مديريت و ژنتيك باشد. جوجه‌هايي كه با تلاش خود از پوسته تخم خارج شوند بقاي بهتري نسبت به آنهايي كه با دست انسان خارج می شوند، نشان می دهند. بستر جوجه‌هاي جوان به توجه خاصي نياز دارد. بلعيدن سنگ ريزه‌ها، شن و قطعات ريز چوب باعث مسدود شدن پيش معده و سنگدان شده و هراز گاهي سبب مرگ آنها مي‌گردد. <br />جوجه شترمرغ هر ماه حدود 30 سانتيمتر رشد مي‌كند كه بعد از سه ماه به وزني حدود 5/12 تا 15 كيلوگرم مي‌رسد و در عرض يك سال وزني حدود 90 تا 120 كيلوگرم را بدست مي‌آورند و بعد از اين مدت آماده روانه شدن به كشتارگاه مي‌گردند. براي تكثير بايستي 18 الي 30 ماه از عمرشان گذشته باشد. <br />وجه تسميه شترمرغ: <br /><br />نام Ratite كه ريشه لاتين دارد اولين بار براي پرندگان بزرگي كه قدرت پرواز نداشته و داراي سينه پهني بوده يعني فاقد استخوان سينه و دونده خوبي محسوب مي‌شدند گرفته شده است. ساير گونه‌هاي سينه پهن شامل Emu ها و Cassowary كه مربوط به استراليا بوده و Kiwi ها مربوط به نيوزيلند مي‌باشند. <br />نام شترمرغ از ريشه يوناني آن Struthio camelus گرفته شده و ريشه لاتين آن Struthocamelus مي‌باشد. <br />واژه Camelus يعني شترمانند يا بعبارتي مرغ‌شترسان كه بيان كننده موجودي است با گردن دراز و چشماني برجسته با مژگاني نسبتاً بلند و جثه‌اي بزرگ و با قابليت زندگي در بيابانهاي گرم و سوزان. <br />گونه‌هاي Struthio شامل چهار زيرگونه به شرح زير مي‌باشند: <br />1.Struthio camelus australis <br />مربوط به آفريقاي جنوبي <br />2. camelus camelus Struthio <br />مربوط به آفريقاي شمالي <br />3. camelus massaicus Struthio <br />مربوط به شرق آفريقا <br />4. camelus molybdophanes Struthio <br />مربوط به سومالي و اتيوپي <br />شترمرغ نر در سنين بلوغ داراي گردني دراز و پرهاي زينتي است و ماده آن داراي پر زينتي به رنگ خاكستري است. شترمرغ از سن چهار ماهگي به بعد بتدريج صاحب پرهاي زينتي مي‌شود. ماده‌ها كمي زودتر از نرها به سن بلوغ مي‌رسند كه حدود دو سالگي است. <br />امروزه آفريقا بيش از 70 درصد بازار شترمرغ جهان را به خود اختصاص داده است ولي با اين وجود در مناطقي چون آمريكا (مركزي، جنوبي، شمالي)، استراليا، اروپا و ساير نقاط خاور دور و آسيا بازار توليد و فروش آن روبه گسترش است. <br />زمان كشتار اقتصادي شترمرغ در 9 ماهگي است كه نه تنها پوست نرم وخوبي را در اين هنگام توليد نموده بلكه حدود 40 كيلوگرم گوشت سالم با حداقل كلسترول را عرضه می نمايد. گوشت شترمرغ نسبت به ماهي و بيشتر ماکيان پرورشي كلسترول كمتري دارد. <br />بازار گوشت شترمرغ: <br /><br />بازار گوشت شترمرغ درجهان به سرعت رو به گسترش است است و می رود تا جانشين مصرف ساير گوشتهای قرمز در جهان گردد. <br />بازار پوست: <br /><br />با توجه به شکل و شمائل ويژه، پوست اين پرنده در دوره های خاصی هواداران بسياری دارد و هم اکنون نيز محصولات بدست آمده از پوست آن با قيمتهای گزافی در بازارهای جهانی به فروش می رود. <br /><br />به هر حال توجه داشته باشيد که پيش از دست زدن به هر کاری تمامی جوانب را در نظر گرفته و سپس اقدام کنيد و با اين روش احتمال موفقيت خود را افزايش دهيد.<br />]]></description>
<category><![CDATA[شترمرغ]]></category>
<dc:creator>مهدی کیانی</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 01:48:57 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>ژنتيك و تغذيه شترمرغ </title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2824</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2824</link>
<description><![CDATA[Ostrich Genetics and Nutrition‏ <br />By: Fiona Benson, Blue Mountain‏ ‏International‏ <br />‏ <br />يكي از مهمترين عناصر كشاورزي و پرورش دام، برنامه هاي بهبود ژنتيكي است. در مورد شترمرغ تنها بهبود صورت گرفته ‏حدود صد سال پيش انجام شد. درآن زمان برخي از آفريقاي جنوبي ها پرندگاني را از آفريقاي شمالي به منظور بهبود كيفيت ‏پر خريداري كردند. در طول 15 سال اخير مقدار قابل توجهي پرنده در سطح بين المللي معامله شده اند. تا كنون پرها و قد دو ‏متري پرنده به عنوان ارزش مطرح شده اند. <br />‏ <br />بازرگانان پرندگاني را كه داراي خصوصيات متفاوتي بوده اند فروخته اند خصوصیاتی مانند: <br />‏• پوستهاي سياه آفريقايي تنها نوع قابل پذيرش بوده است. <br />‏• پرندگان آبي رنگ، گوشت بهتري دارند. <br />‏• پرندگان قرمز خلق و خوي بدتري دارند. <br />‏• پوستهاي پرندگان آبي رنگ بي مصرف مي باشد. <br />‏ <br />اين خصوصيات و فرضيات بر اساس شواهد و مدارك اندك و يا بي هيچ مدركي بدست آمده اند. سپس از چندين نام قرار دادي ‏و ظاهري كه در فعاليتهاي مختلف بوجود آمده اند استفاده شد. مانند: <br />‏• آبي هاي برتر ناميبيايي <br />‏• آبي هاي برتر تگزاس <br />همچنين از عباراتي به منظور تسهيل درامر فروش و ترغيب خريداران استفاده شد. در اينچنين تجارتي هيچ ركورد عملكردي ‏وجود نداشت و خريداران نمي توانستند پرندگاني را بخرند كه از پيشينه ژنتيكي آن مطلع بودند. وقتي من در سال 1997 به ‏انگلستان برگشتم و پس از آنكه در صنعت شترمرغ مشغول شدم، به دنبال يافتن پرندگان آبي و قرمز بودم زيرا در آفريقاي ‏جنوبي فقط پرندگان سياه داشتيم. وقتي با پرندگاني مواجه شدم كه به عنوان پرندگان آبي و قرمز فروخته شده بودند، خيلي ‏تعجب كردم، زيرا دراغلب موارد آنها از پرندگان سياه من هم كوچكتر بودند. <br />اين اولين تجربه من در جهت درك اين موضوع كه برنامه هاي تغذيه اي متفاوت اثرات معني دار متفاوتي دارند و اين واقعيت كه ‏تا زماني كه عوامل تغذيه اي در معادلات منظور نشوند، تشخيص اينكه كدام نژاد از ديگري بهتر عمل مي كند، غير ممكن است ‏بود. تا زماني كه به عوامل تغذيه اي توجه نشود ديدن عملكرد واقعي ژنتيكي غير ممكن خواهد بود. اين تجربه بود كه باعث ‏شد در زمينه تغذيه شترمرغ شروع به تحقيق كنم كه باعث همكاري من با ‏Blue Mountain‏ شد. اين بولتن بر اهميت تغذيه و ‏مديريت تاكيد دارد و اينكه چگونه مي توان رابطه آنها را با برنامه هاي بهبود ژنتيكي برقرار كرد. <br />‏ <br />شركت ‏Blue Mountain‏ عوامل مديريتي موثر بر توليد را به صورت زير بيان مي دارد: <br />‏1. تغذيه توليد <br />‏2. مديريت جيره توليد <br />‏3. مديريت مزرعه اي توليد <br />‏4. ژنتيك توليد <br />‏ <br />دليل اين امر اين است كه اگر شماره يك يعني تغذيه توليد منظور نشود، مديريت جيره و مديريت مزرعه اهميت اندكي خواهند ‏داشت. عملكرد ژنتيك توارثي نيز نمي تواند خود را نشان دهد. برعكس حتي با داشتن بهترين تغذيه، اگر مديريت جيره و ‏مديريت مزرعه ضعيف باشند، باز هم نمي توان برنامه بهبود ژنتيكي مطلوب و معني داري داشت. <br />‏ <br />تغذيه توليد <br />خلاصه اي از تمامي عناصر مورد نياز براي جيره هاي توليدي در بولتن شماره 83 آمده است. اين بولتن در باره تاثير تغذيه بر ‏عملكرد ژنتيكي به بحث مي پردازد. بخصوص اين موضوع در مورد توليد شترمرغ و به دليل جيره هاي بياندازه ضعيف در نقطه ‏نقطه جهان مهم مي باشد. بولتن هاي قبلي به وضوح اين موضوع را ثابت كرده اند. <br />‏ <br />توانايي توليد گوشت در شترمرغ <br />بولتن شماره 81 نشان مي دهد كه چگونه منحني ميانگين رشد قابل قبول فعلي زير آن چيزي است كه در مورد ساير گونه ها ‏وجود دارد. بولتن همچنين نشان مي دهد كه پرندگاني كه به آنها جيره هايي كه فقط به منظور توليد شترمرغ داده شده، به ‏ميزان 50% بيشتر نسبت به آنچه در حال حاضر مورد قبول است رشد خواهند داشت. <br />‏ <br />اثرات كيفيت پوست شترمرغ، سن و يا تغذيه <br />بولتن شماره 79 اثرات تغذيه و عوامل مديريتي را بر سن رشد فوليكولهاي پوست نشان ميدهد. بولتن ثابت مي كند كه كيفيت ‏قابل قبول را مي توان ماهها زودتراز آنچه فعلا حاصل مي شود، بدست آورد. <br />‏ <br />سلامت شترمرغ و سوء تغذيه <br />بولتن شماره 86 دوباره ثابت مي كند كه تاثير تغذيه بر رشد عقب افتاده در حال حاضر در صنعت شترمرغ وجود دارد. <br />‏ <br />تغذيه و سلامت <br />بولتن شماره 80 عوامل مختلفي را در بر مي گيرد كه تاثير تغذيه بر توسعه اندامها و بخصوص توسعه اندامهاي توليد مثلي ‏راثابت مي كند. همچنين تاثير بر كيفيت جوجه تمامي عوامل فوق، عوامل مهمي در هر مبحث بهبود ژنتيكي را تشكيل مي ‏دهند. بعنوان مثال: <br />‏• اگر توسعه اندام توليد مثلي در اثر تغذيه ضعيف به خطر بي افتد، چگونه يك پرورش دهنده شترمرغ مي تواند به توانايي ‏ژنتيكي حيوان دست يابد؟ اين موضوع توسط محققين آفريقاي جنوبي در مقالات گزارش شده، فقط 45-60% جوجه هاي ‏حاصل از تخم ها زنده مي مانند و نيز وزن زنده، حداقل ميزان براي زنده ماندن مي باشد. همچنين وزن لاشه هم حداقل وزن ‏قابل تحصيل شترمرغ است. <br />‏• اين موضوع را به خاطر بسپاريد: كبد خون را تصفيه مي كند، مواد زايد داخلي و خارجي را متابوليز مي كند صفرا را سنتز مي ‏كند، بسياري از آنزيمها و پروتئينها را براي عملكردهاي بدن مي سازد. همچنين باعث تشكيل زرده مي شود. همچنين در ‏بسياري از فعاليتهاي متابوليكي مانند سوخت و ذخيره كربوهيدراتها نقش دارد.بنابراين اگر با مشكلات متعدد كبدي مواجه ‏باشيم چگونه مي توان جوجه هايي داراي مواد مغذي كافي داشت و چطور مي توان قدرت و سلامت جوجه در آوري را بيمه ‏كرد؟ <br />‏• اگر جوجه ها رشد كافي نداشته باشند، شواهد نشان مي دهد كه اثرات ژنتيكي حقيقي را نمي توان معين كرد. شركت ‏پيامهاي زيادي را به منظور كمك دريافت مي كند و اكنون مشاهده مي كنيم از جيره هاي متفاوتي در كشورهاي مختلف ‏استفاده مي شود. با دانستن اين موضوع كه فرمولهاي ‏B.M‏ شامل سطوح معني دار بالاتري از مواد مغذي مي باشد، ما ‏سيستم ارزيابي تغذيه اي براي پرورش دهندگان طراحي كرديم تا به آنان اين امكان را بدهد تا بتوانند از اين ميزان توانايي ‏پرندگانشان را براي توليد، ارزيابي داشته باشند. (شكل 1). <br />‏ <br />‏ <br />‏ <br />اصول كلي اين سيستم رتبه بندي تغذيه اي بر اين اساس است كه امروزه جوجه هايي با داشتن اعضاي نارس و توسعه ‏نيافته بدنيا مي آيند. اين امر شاهد و گواهي برتغذيه ناكافي مادران توسط پرورش دهندگان است كه باعث مي گردد كبدهاي ‏زرد روشن و در نتيجه تخمهايي فاقد مواد مغذي كافي داشته باشند. همچنين از شواهد اين امر وجودتنوع و تفاوت در كيسه ‏هاي زردجوجه هاي از تخم در آمده است. <br />من با برخي از دامپزشكان صحبت كرده ام آنان هرگز جوجه هاي از تخم در آمده اي همراه با توليد صفرا نديده بودند كه اين امر ‏بسيار حيرت آور است و دليلي بر اين امر است كه بسياري از آنان حتي اين نشانه هاي سوء تغذيه را نمي شناسند. بسيار ‏مهم است كه در كيسه زرده، صفرا را به عنوان يكي از ضروري ترين عناصر كمكي به هضم كيسه زرده مشاهده كنيم. ‏همچنين تنوع و تفاوت بسياري نيز در اندازه و ميزان رشد و توسعه ساير اندامهاي اصلي مشاهده مي كنيم. <br />واضح است كه اگر جوجه هايي با داشتن اندامهايي متولد شوندكه به خوبي عمل نمي كنند، در مقايسه با جوجه هايي كه ‏اندامهاي سالم و قوي دارند، رشد كندي خواهند داشت. <br />‏ <br />پرنده كلاس 6 <br />پرنده اي است كه به مدت شش ماه با جيره هاي ‏B.M‏ تغذيه شده است. براي پرورش دهندگان اين فرصت خوبي براي بهبود ‏سطوح مواد غذايي است ميزان تاثير بر توليد وكيفيت جوجه به طور معني داري متفاوت مي باشد و بسته به سابقه تغذيه اي ‏قبل از شروع تغذيه با جيره هاي ‏B.M‏ و سطوح بالاي مواد مغذي مي باشد. در پرندگان كشتاري عموما مدت 6 ماه به منظور ‏مشاهده تاثير كامل جيره هاي ‏B.M‏ و رسيدن به مزاياي حاصل از تكنولوژي ‏MQSL‏ ( كيفيت گوشت/ عمر مفيد) زمان لازم ‏است. <br />‏ <br />پرنده كلاس 5 <br />پرنده اي است كه حد اقل به مدت 2 سال با جيره هاي ‏B.M‏ تغذيه شده است. با داشتن اين فرصت زماني، پرورش دهندگان ‏فرصت خواهند داشت تا بتواند مواد مغذي لازمه را به تخم ها انتقال دهند. اگر چه اين امر بستگي به سابقه تغذيه اي دارد. در ‏موارد زيادي ممكن است اعضاي توليد مثلي خوب توسعه نيافته باشند.در مجموع اگر برنامه هاي تغذيه اي پيشين بسيار ‏ضعيف بوده باشند، باعث بوجود آمدن خسارات دائمي شده اند. <br />‏ <br />پرنده كلاس 4 <br />پرنده اي است كه از زمان تخم درآمدن با جيره هاي ‏B.M‏ تغذيه شده است. ممكن است اين پرندگان با داشتن جيره هاي با ‏ارزش غذايي بالا از روز اول بتوانند رشد قابل قبول خوب و اندامهاي كاملي داشته باشند. <br />‏ <br />پرنده كلاس 3 <br />پرنده اي است كه حاصل جوجه در آوري پرنده اي از كلاس 5 يا 6 باشد. اين پرندگان حاصل از تخمي هستند كه مواد مغذي به ‏خوبي به آن انتقال يافته است. اين جوجه ها در زمان از تخم در آمدن قوي مي باشند و ضريب تبديل خوبي از روز اول دارند. <br />‏ <br />پرنده كلاس 2 <br />پرنده اي است كه حاصل از تخم هاي پرنده هاي كلاس 3 يا 4 مي باشد. اين پرندگان حاصل از والديني هستند كه قابليت ‏خوبي براي انتقال مواد مغذي لازم به تخم ها يشان داشته و همچنين اعضاي توليد مثلي خوبي داشته اند. <br />‏ <br />پرنده كلاس 1 <br />پرنده اي است كه حاصل از پرنده هاي 1 يا 2 مي باشد. اين مرحله اي است كه وراثت ژنتيكي مي تواند با تمامي توانائيش ‏خود را نشان دهد. بهبود و پيشرفتهاي خوبي در عملكرد خوك، طيور، لبنيات و ساير دامها در طول 30 و 40 سال گذشته حاصل ‏شده است. اين امر در نتيجه تركيب بهبود در وضعيت تغذيه، توانايي تشخيص وضعيت ژنتيكي و نيز سياست حذف مناسب ‏است كه باعث حذف حيوانات ضعيف از نظر عملكرد ژنتيكي از گله مي گردد. <br />‏ <br />شكل 2 <br />‏ <br />‏ <br />جداول هدف توليد كه در انتهاي بولتن 83 آمده است در صورت همراه بودن و تركيب ميانگينهاي گله پس از برنامه 5 ساله ‏تغذيه توليد و مديريت تغذيه توليد، مديريت توليد مزرعه و اجراي برنامه حذفي گله، قابل حصول خواهد بود. برنامه حذفي گله ‏به منظور مشخص كردن پرنده هاي مولدي كه عملكرد خوبي ندارند و پرنده هاي مولدي كه جوجه هاي با رشد ضعيف توليد ‏مي كنند، ضروري مي باشد. اگر برنامه منظم ادامه يابد، در پايان سال دهم پيش بيني مي شود ضريب تبديل فعلي، با ‏افزايش ميانگين پس از برنامه 5 ساله، به نصف كاهش يابد. <br />دلايل ديگر مبني بر اينكه برنامه هاي فعلي عملكرد خوبي ندارند اين واقعيت است كه در طي 100 سال گذشته پرورش ‏شترمرغ، هيچ بهبود عملكردي حاصل نشده است و يا در طول يك دهه اي كه پرورش شترمرغ به خارج از آفريقا كشيده شده ‏است، هيچ پيشرفتي ملاحظه نشده است. در حقيقت چقدر مي توان اين كاهش عملكرد را تحمل كرد؟ اين امر نتيجه تاثير ‏سيستم تغذيه اي م يباشد كه جيره هايي پائين تر از نيازهاي غذايي شترمرغ ها پيشنهاد مي كرده است. تمامي عواملي ‏كه بالا ذكر شده به وضوح نشان مي دهند كه تا زماني كه عوامل تغذيه اي مورد توجه قرار نگيرند، تعيين توانايي ژنتيكي حيوان ‏غير ممكن مي باشد. <br />‏ <br />مديريت تغذيه توليد <br />هر برنامه تغذيه توليدي مي بايد همراه با مديريت تغذيه توليد باشد. اين موارد در بولتن شماره 84 فهرست شده اند. <br />تمامي پرورش دهندگان دام هاي توليدي كه كارشان سود دهي دارد، دامهايشان را با جيره هايي داراي استانداردهاي بالاي ‏مديريت تغذيه اي، تغذيه مي كنند. هنوز كشاورزاني ديده مي شوند كه شترمرغ هايشان را روز ي يك بار و يا هر 3 يا 4 روز يك ‏بار تغذيه مي كنند. مقاله تحقيقي كه در كنگره جهاني شترمرغ در سال 2002 منتشر شد، ذكر كرد كه برخي كشاورزان پرنده ‏هايشان را هفته اي 3 مرتبه تغذيه مي كنند. اين كشاورزي توليدي دام نيست. شترمرغها بسيار نسبت به طعم و بو حساس ‏هستند و غذا دهي غير مستمر باعث كاهش خوراك آنها مي گردد. اين امر بر ضد اصول صحيح تغذيه اي عمل مي كند. اگر ‏غذا را كنار بگذاريم، هنوز با كمبود بسيار زياد ويتامينها مواجه هستيم كه هر روزي كه غذا بماند و مصرف نشود، مقدار بيشتري ‏ويتامين كاهش مي يابد. قبل از اينكه از فرمولهاي ‏B.M‏ استفاده كنيم و يا حتي از آن آگاه باشيم، من پرندگانم را روزي 3 بار ‏تغذيه مي كردم. به ياد مي آورم كه افرادي كه شترمرغ هاي مرا به كشتارگاه حمل مي كردند، باور نمي كردند كه شتر مرغ ‏مي تواند در چنين آب و هوايي هم به اين خوبي عمل كند. آنها همچنبن قادر نبودند پرندگان زيادي را در كاميون بار بزنند زيرا ‏پرندگان از ميانگين هم سنهايشان بزرگتر بودند. <br />اخيرا در جلسه اي، كشاورزي گزارش داد كه شروع به پرورش حيوانات بر اساس كتابي با نام " مطالعه تغذيه توليد شترمرغ" ‏كرده است. او مي گفت كه بطور چشمگير و سريعي بهبود عملكرد را مشاهده كرده است. اين تجارب اهميت استانداردهاي ‏بالاي تغذيه و نيز توانايي بهبود عملكرد را ثابت مي كند. <br />‏ <br />مديريت مزرعه ای تولید <br />در طي سالهاي متمادي مزارعي را با داشتن سطوح بالاي استاندارد مديريت تغذيه و مزرعه ديده ام، اما به دليل ضعف تغذيه ‏نتوانسته بودند به نتايج مطلوب دست يابند. <br />مديريت توليد مزرعه همچنين شامل استانداردهاي بالاي ركوردگيري نيز مي گردد. پي گيري و دنبال كردن عملكرد فرزندان به ‏منظور مشخص كردن كيفيت ژنتيكي مولدين نيز از موارد ضروري مي باشد. برخي از ژنوتيپ ها وجود دارند كه هيچگاه منجر به ‏توليد پرندگان با كيفيت بالا نمي گردند. <br />چند سال قبل محققي از آفريقاي جنوبي به من گفت كه كشاورزان آفريقاي جنوبي تا زماني كه اساس ژنتيكي بهبود نيابد ‏قادر به افزايش توليد در نتيجه بهبود تغذيه نخواهند بود. <br />جالب است برخي از پيشنهاداتي را كه بازديدكنندگان از مزرعه ام به من دادهاند ذكر كنم: <br />‏• فكر نمي كردم نژاد سياه آفريقايي بتواند به اين رشد برسد. <br />‏• اين پرندگان ژنوتيپ معمول را ندارند زيرا ژنوتيپهاي معمولي نمي توانند تا اين حد رشد كنند. <br />‏• من هيچ گاه پرندگاني با اين همه ماهيچه نديده بودم <br />‏• حتما شما با ژنوتيپ هاي برتر كار كرده ايد <br />گله من حاصل از مولدهاي تجاري معمولي بوده كه پرندگاني به منظور كشتار روانه بازار مي كرد كه اين امر نشان مي دهد كه ‏اين پرندگان، پرندگان خارق العاده اي از نظر ژنتيكي نبوده اند. <br />بر من آشكار شد كه ابتدا مي بايد تغذيه توليد را به نحو مطلوب داشت و سپس به دنبال مشخص كردن ژنوتيپ هاي برتر بود. ‏واضح است كه هنگامي كه رشد جوجه ها كند است و توسعه اندامها به خوبي صورت نگرفته باشد، كيسه زرده مواد مغذي ‏لازمه را نداشته باشند و مشكلاتي از اين قبيل، مشاهده پتانسيل ژنتيكي واقعي غير ممكن خواهد بود. جوجه اي كه زمان ‏شروع را از دست بدهد مهمترين دوره تبديل مواد غذايي را از دست خواهد داد. <br />‏ <br />نرم افزار پيگيري عملكرد <br />B.M‏ برنامه نرم افزاري مديريت مزرعه را منتشر كرده كه به منظور مشاهده و پيگيري عملكرد فرزندان طراحي شده است. اين ‏برنامه افزايش وزن، ميزان مصرف خوراك، ضريب تبديل، هزينه هاي خوراك و بسياري موارد ديگر را پيگيري و دنبال مي كند. اين ‏برنامه ما را قادر مي سازد تا بتوانيم حيوانات را در گروههاي متفاوت و نيز در پن هاي متفاوت دنبال كنيم و توانايي مشخص ‏كردن پرنده هاي مولدهاي مختلف را به ما مي دهد، حتي اگر آنان در پن واحدي به عنوان فرزندان حاصل از ساير مولد ها ‏پرورش يافته باشند. اگر تخم ها و يا جوجه ها فروخته شوند، خريدا ر مي تواند عملكرد فرزندان را به پرورش دهنده اوليه ‏گزارش دهد و به ما اين امكان را مي دهد تا قبل از خريد آن 30 مرتبه به آن دسترسي داشته باشيم. اين برنامه ابزاري ضروري ‏در يك برنامه اصلاحي مي باشد. <br />‏ <br />نتيجه گيري <br />اگر هنوز مولدين شما تخم هايي با وزن كم مي گذارند، تخمگذاري با تاخير دارند، وزن تخم ها متفاوت مي باشد، نرخ تبديل ‏تخم به جوجه پايين است، در انتهاي فصل جوجه هايي ضعيف داريد، نرخ مرگ و مير جوجه ها بالاست، اينها همگي علائم ‏كمبود مواد مغذي در جيره مولد ها مي باشند. اگر چنين كمبودهايي داشته باشيم، مطمئنا پتانسيل ژنتيكي را نمي توان به ‏خوبي مشخص كرد. <br />اگر جوجه هايي با ناهنجاري از تخم در آمده اند، نرخ رشد كندي دارند، مرگ و مير بالايي وجود دارد، اگر با مشكلات كيسه ‏زرده مواجهيد، اينها همگي علائم تغذيه ضعيف مولد ها مي باشند. بنابراين واضح است كه جوجه هايي كه نرخ رشد پاييني ‏دارند، نه تنها نمي توانند از زمان ارزشمند تبديل خوب مواد غذايي استفاده كافي را ببرند بلكه تعيين صحيح توانائي هاي ‏ژنتيكي پرندگان نيز مقدور نخواهد بود. <br />اگر پرندگان كشتاري شما از منحني هاي رشد 1،2،3 در شكل 3 بولتن شماره 81 پيروي مي كنند، آنگاه واضح است كه تغذيه ‏قادر به تامين شرايط لازم براي نمود پتانسيل ژنتيكي نخواهد بود. به طور كل با توجه به موارد فوق توصيه مي كنم اهميت ‏تغذيه به عنوان پايه و اساس برنامه بهبود ژنتيكي همواره مد نظر قرار گيرد. ‏<br /><br />]]></description>
<category><![CDATA[شترمرغ]]></category>
<dc:creator>مهدی کیانی</dc:creator>
<pubDate>Wed, 02 Dec 2009 01:47:01 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>میزان پتاس در زراعت چغندر قند</title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2823</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2823</link>
<description><![CDATA[میزان پتاس مورد نیاز در زراعت چغندرقند<br />مقدمه : از دیرباز از مناطق زراعی ایران همواره به عنوان غنی ترین خاکها از نظر پتاسیم نام برده شده است. بهمین جهت در طی سالها زراعت چغندرقند، از این عنصر پرنیاز گیاه شاید در مقادیر بسیار جزئی استفاده گردیده است، این امر در حالی اتفاق می افتد که پتاسیم بعنوان عنصر قندساز در گیاهان به شمار میرود و می تواند اثر جانشینی برای سدیم در خاک و گیاه داشته باشد. از طرف دیگر این عنصر در افزایش شادابی اندام هوائی و در نتیجه فعال سازی منابع فتوسنتزی نقش اساسی دارد. علاوه بر این متخصصین خاکشناسی معتقدند که اگر چه این عنصر در خاک فراوان است ولی بدلایل برخی فرآیندهای شیمیایی خاک این عنصر قابل استفاده گیاه نمی باشد. لذا در تعیین مقدار پتاسیم موردنیاز گیاه مقدار پتاسیم قابل جذب به عنوان ملاک تصمیم گیری مطرح می باشد.<br /><br />شرح یافته و توصیه های کاربردی : نتایج آزمایشات انجام شده در مورد استفاده این عنصر در چند منطقه مهم چغندرکاری برروی تولید محصول نشان میدهد که این عنصر موجب افزایش عملکرد شکر می گردد.بنابراین باتوجه به نتایج بدست آمده از تأثیر پتاسیم بر روی عملکرد، مصرف حدود 180 کیلوگرم پتاسیم در خاکهای نیمه سبک و سبک و مناطق با بارندگی بیش از 300 میلیمتر برای افزیش عملکرد توصیه می گردد.<br /><br />اهمیت اقتصادی : با عنایت به نتایج موجود در خصوص افزایش عملکرد شکر تحت تأثیر کود پتاسیم علاوه بر جبران هزینه های کود افزایش درآمد نیز حاصل شده است.<br /><br />]]></description>
<category><![CDATA[---]]></category>
<dc:creator>samane</dc:creator>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 05:47:10 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>علائم کمبود مواد غذایی در گیاهان</title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2822</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2822</link>
<description><![CDATA[علایم دیداری کمبود مواد غذایی در گیاهان<br /><br />تنش‌هایی از قبیل شوری، عوامل بیماریزا و آلودگی هوا، مجموعه علایم مشخصة خود را بر علایم دیداری القاء می‌کنند. اغلب، این علایم، شباهت نزدیکی با علایم کمبود مواد غذایی دارند. عوامل بیماریزا اغلب کلروز بین رگبرگی ایجاد می‌کنند و آلودگی هوا و تنش شوری می‌توانند باعث سوختگی نوک برگ شوند. هر چند در ابتدا این علایم ممکن است با علایم عمومی کمبود مواد غذایی شبیه به نظر بیایند، اما در جزئیات و / یا در طرح گسترش سرتاسری‌شان، با هم اختلاف دارند.<br /><br />علایم پاتولوژیکی اغلب می‌توانند از علایم تغذیه‌ای بوسیلة توزیعشان در جمعیت گیاهان آلوده مجزا شوند. اگر گیاهان تحت تنش غذایی هسند، همة گیاهان مشابه و در یک مرحلة رشدی و در محیط مشابه، در زمان مشابهی، علایمی شبیه به هم خواهند داشت؛ در صورتی که اگر تنش به خاطر پاتوژن باشد، توسعة علایم فقط در گیاهانی که پاتوژن به آنها رسیده بسیار زیاد خواهد بود.<br /><br /><br /><br />ارتباطات محیطی<br /><br />گیاهان، مقادیر قابل توجهی از مواد غذایی را از خاک در طول دورة رشد طبیعی‌شان خارج می‌کنند و به این دلیل باعث تغییرات محیطی طولانی مدت بسیار زیادی می‌شوند. اثرات روی خاک، بسیار بیشتر از خارج کردن یا تخلیة عناصر است. باید تعادل سیستم گیاه ـ خاک در طول مدت جذب مواد غذایی، برقرار نگه داشته شود. برقراری تعادل معمولاً‌ به وسیلة دفع پروتون و / یا یون‌های هیدروکسیل توسط گیاه و جذب کاتیون‌ها یا آنیون‌های غذایی اتفاق می‌افتد. برای مثال هنگامی که کود آمونیاک به گیاهان داده می‌شود، آنها بیشتر نیاز خود به نیتروژن را از کاتیون آمونیوم به دست می‌آورند تا آنون نیترات معمولی. چون نیترات تنها آنیونی است که به مقدار زیادی توسط گیاهان استفاده می‌شود، پس در طول جذب طبیعی عناصر، دفع پروتون از دفع یون‌های هیدروکسیل بسیار فراتر می‌رود. در وضعیت رشد شدید گیاهان، مقادیر دفع شدة پروتون‌ها می‌تواند برای کاهش pH خاک به میزان چندین واحد کافی باشد.<br /><br />تغییرات چنین عظیمی در pH خاک می‌تواند دلالت بر فرآیندهای زیادی روی خاک، مانند ساختار خاک، قابلیت در دسترس بودن عناصر و آبشویی عناصر داشته باشد. اثرات ناگهانی روی خاک، ممکن است برای برخی گیاهان مطلوب باشد مانند گیاهان اسیددوست که این وضعیت باعث در دسترس قرار گیری بیشتر عنصر آهن می‌گردد. هر چند در ادامه، پایین آمدن pH خاک می‌تواند به گیاهان آسیب برساند، زیرا قابلیت در دسترس بودن عناصر تغییر خواهد یافت. خاکی با pH کم، اجازه خواهد داد عناصر ریز مغذّی به آسانی از پروفیل خاک شسته شوند و سرانجام باعث فقدان عناصری از قبیل Cu و Zn می‌شود. در مجموع، هنگامی که pH خاک از 5 پایین‌تر می‌آید، قابلیت انحلال Al و Mn می‌تواند افزایش بیابد و چنین وضعیتی باعث ایجاد حالت سمّی برای رشد گیاهان شود.<br /><br />گیاهان اغلب به ارتباطات محیطی واکنش نشان داده و از آن تأثیر می‌پذیرند. اگرچه این یک فرضیة معتبر ثابت نیست، بسیاری از گیاهان به این امر گرایش دارند که با مهارت، عناصر معیّنی را به سهولت از محیط اطرافشان جذب کنند. برای مثال، آهن یک عنصر محدود کننده در بسیاری از اراضی کشاورزی است اما به طور متوسط در 3% از خاک‌ها، بیش از نیاز گیاهان در دسترس است. بعضی از گیاهان به طور فعال، پروتون‌های را دفع کرده و باعث کاهش pH خاک و در نتیجه افزایش قابلیت انحلال آهن در محیط اطراف خود می‌شوند. در مجموع، دیگر گیاهان فیتوسیدروفورها را دفع کرده تا کلات خاک، آهنِ اندوخته شده را بیشتر در دسترس گیاه قرار دهد.<br /><br /><br /><br />خط سیر ظهور علامت<br /><br />در نگاه اوّل، به نظر می‌رسد که تمایز میان کمبود عناصر غذایی برای 13 عنصر معدنی ضروری، نسبتاً ساده باشد. امّا چنین فرضی نادرست است. در واقع، علایم کمبود کاملاً پیچیده هستند زیرا هر عنصر کارکردهای بیولوژیکی متفاوتی دارد و هر کارکرد ممکن است مجموعة مجزایی از اثرات متقابل با یک محدودة وسیع از پارامترهای محیطی داشته باشد. در مجموع، تعریف این علایم برای شرایط کمبود بحرانی یا مزمن، متفاوت است.<br /><br />کمبود بحرانی هنگامی اتفاق می‌افتد که یک عنصر برای مدّت کوتاهی در مرحلة رشد گیاه، از دسترس خارج می‌شود. کمبود مزمن هنگامی اتفاق می‌افتد که یک عنصر به طور مداوم محدود شود در حالی که گیاه برای رشد خود به آن نیازمند باشد.<br /><br />بیشتر علایم کمبود کلاسیک شرح داده شده در کتب درسی، نشان دهندة کمبودهای بحرانی هستند. بیشتر علایم عمومی در کمبودهای مزمن شبیه به هم بوده، شامل برگ‌های سبز تیره و رشد کم و یا آهسته می‌باشد. بیشتر توضیحات تیپیک منتشر شده دربارة علایم کمبود، در نتیجة آزمایشات هدایت شده در گلخانه‌ها یا اتاقک‌های رشد بوده، که در این صورت، گیاه در شرایط هایدروپونیک ( آبکشت ) یا مدیا که در آنها عناصر به طور کامل در دسترس قرار دارند، رشد داده شده است.<br /><br />در این شرایط، عناصر به آسانی در دسترس هستند. امّا هنگامی که عنصر تقلیل می‌یابد، گیاه به طور ناگهانی با کمبود بحرانی مواجه می‌شود. بنابراین مطالعات آبکشت، به توسعة کمبودهای بحرانی توجه دارند.<br /><br />در طرح‌های آزمایشی مطالعة علایم کمبود عناصر ریز مغذّی، معمولاً این عناصر از محلول غذایی حذف می‌شوند. عناصر ریز مغذّی اغلب در دانه یا به صورت آلاینده در محیط حضور دارند پس یک گیاه پس از اینکه این مقادیر عناصر ریز مغذّی را به مصرف رساند، آن وقت علایم کمبود بحرانی را نشان می‌دهد.<br /><br />وقتی که علایم کمبود عناصر پر مصرف جستجو می‌شود، می‌توان روی سرعت رشد و اندازة گیاه متمرکز شد. گیاه را به طور متناوب در مراحلی از رشد می‌توان تحت کاربرد عنصری قرار داد که محدود کنندة رشد است. چون عناصر پر مصرف به طور مداوم به مقدار زیادی برای رشد گیاه مورد نیاز است، عناصر در دسترس به سرعت تقلیل یافته و در نتیجه باعث کمبود بحرانی می‌گردد.<br /><br />در سیستم‌های طبیعی، گیاهان با تنش‌هایی با انواع و درجات مختلف رو به رو شده و علایم متفاوتی بروز می‌دهند. شاید بیشتر کمبود عناصر عمومی در محیط‌های طبیعی، به خاطر کم شدن عنصری که نقش محدود کننده پیدا کرده، در اثر عوامل فرسایش باشد. در چنین وضعیتی، عنصر محدود کننده باعث ایجاد علایم کمبود مزمن عنصر می‌شود.<br /><br /><br /><br />اثر انتقال روی ظهور علامت<br /><br />اثر متقابل بین انتقال عنصر در گیاه و سرعت رشد گیاه، می‌تواند یک فاکتور مهم که نوع و محل علایم کمبود و توسعة آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد به شمار رود. برای بسیاری از عناصر متحرک مانند نیتروژن و پتاسیم، علایم کمبود به طور واضح در برگ‌های پیر و بالغ ظهور می‌یابند. زیرا در مواقع کمبود عنصر، این عناصر از برگ‌های پیر و بالغ به سمت برگ‌های جوان نزدیک مناطق رشد گیاه حرکت می‌کنند.<br /><br />در واقع، عناصر متحرکی که به تازگی توسط ریشه‌ها جذب می‌شوند، به سمت برگ‌های تازه و مناطق رشد حرکت می‌کنند. بنابراین برگ‌های پیر و بالغ در طول زمان تنش، از عناصر متحرک خالی شده، در حالی که برگ‌های تازه، از مقادیر مطلوب بیشتری از عنصر برخوردار هستند.<br /><br />تمرکز واضح علایم کمبود عناصر کم حرکت مانند کلسیم، بُر و آهن، بر خلاف عناصر متحرک می‌باشد؛ در اینجا علایم کمبود ابتدا در مناطق رشد و برگ‌های جوان ظاهر می‌شوند در حالی که در برگ‌های پیر، مقادیر مطلوب عنصر باقی می‌ماند. (فرضیه‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه این گیاهان غلظت کافی عنصر شروع به رشد کرده اما برای توسعه یافتن، به مازاد عنصر نیاز دارند). در گیاهانی که خیلی آهسته در طول چند فصل رشد می‌کنند عواملی به غیر از تغذیه (مانند نور کم) اگر به طور طبیعی محدود کننده نباشند حتی در صورت کمبود عناصری تحت این شرایط، گیاه به آرامی به رشد خود ادامه داده حتی بدون اینکه علایم کمبودی ظاهر شوند. این نوع ظهور مشابه آنچه در عناصر کم حرکت اتفاق می‌افتد می‌باشد، زیرا اضافه عناصر در برگ‌های پیر، سرانجام برای تأمین توسعة بافت‌های جدیدتر به سوی آنها منتقل می‌شود. در مقایسه، گیاهی با رشد سریع، از کمبودهای شدید در بافت‌های فعال رشدی از قبیل لبه‌های برگ و منطقة رشد گیاه، بیشتر آسیب می‌بیند. یک مثال کلاسیک از این مورد، کمبود کلسیم در سبزیجاتی مانند کاهو است که ظهور علایم روی حاشیة برگ (سوختگی نوک برگ) و منطقة رشد نزدیک مریستم‌ها می‌باشد. حداکثر رشد کاهو اغلب به وسیلة سرعت جا به جایی درونی کلسیم به بافت‌های در حال رشد، محدود می‌شود تا در نتیجة محدودیت ذخیرة عناصر در خاک.<br /><br />هنگامی که عناصر متوسط حرکت مانند گوگرد و منیزیم، عناصر محدود کنندة سیستم هستند، علایم کمبود به طور طبیعی در سرتاسر گیاه مشاهده می‌شوند. هر چند سرعت رشد و میزان در دسترس بودن عنصر می‌تواند اختلاف قابل توجهی روی محل بروز علایم ایجاد نماید. اگر کاربرد عنصر به صورت فرعی با میزان رشد مقایسه شود، علایم در بافت‌های پیرتر مشاهده می‌شوند اما اگر کاربرد خیلی کم عنصری با میزان رشد مقایسه گردد، یا عنصر کاملاً تخلیه گردد، ابتدا بافت‌های جوان‌تر ناکارا می‌شوند.<br /><br /><br /><br />رقابت گیاه و تحریک کمبودها<br /><br />هنگامی که علایم مشاهده شده مستقیماً در نتیجة کمبود عنصر هستند، همه چیز را به طور صریح به ما می‌گویند. اگر چه علایم اغلب نتیجة اثرات متقابل با دیگر فاکتورهای محدود کنندة محیطی که قابلیت در دسترس بودن عنصر را تحت تأثیر قرار می‌دهند، می‌باشند. نمونة کلاسیک آن، کمبود آهن است که به دلیل افزایش فلزات سنگین در محیط ایجاد می‌شود. انتقال فلزاتی از قبیل Cu ، Zn ، Cr و Ni ، با Fe و دیگر عناصر جذبی گیاه رقابت می‌کنند.<br /><br />رقابت برای جذب، مخصوص Fe و فلزات سنگین نیست بلکه این امر برای همة ناصر معدنی که از نظر شیمیایی و مکانیزم جذب مشابه می‌باشند، حقیقت دارد. برای مثال، اگر قابلیت در دسترس بودن Ca یا Zn نسبتاً کمتر از آهن است، تمرکز بیش از حدّ برخی دیگر از فلزات مانند Ni یا Cr باعث کمبود بیشتر یکی از این عناصر نسبت به Fe می‌شود. دربارة عناصر پر مصرف، مقادیر بیش از اندازة Mg ، با K برای جذب رقابت کرده و احتمالاً می‌تواند باعث کمبود K شود.<br /><br />عقیمی خاک‌های سرپنتاین به دلیل چنین رقابتی است. این خاک‌ها با دارا بودن Mg زیاد، باعث کمبود Ca می‌گردند. سمّیت خاکی با pH پایین، مثال دیگری از کمبود عناصر پایه‌ای است. pH پایین، تأثیر روی عناصر خاک دارد: کمک به شستشوی کاتیون‌ها، آنها را از دسترس گیاه خارج کرده و مقادیر نسبتاً زیاد پروتون‌ها در خاک با Ca و دیگر کاتیون‌ها در جذب رقابت می‌کنند. بنابراین کمبود عناصر می‌تواند به دلیل تعداد زیادی از مکانیزم‌ها که قابلیت استفادة عنصر را محدود می‌کنند، به وقوع بپیوندد.<br /><br /><br /><br />تقاضای عنصر و کارایی استفاده<br /><br />اگرچه همة گونه‌های مشابه گیاهان، پاسخ‌های مشابهی به تنش غذایی می‌دهند، گیاهان گونه‌های مشابه اغلب اختلاف قابل توجهی در کارایی استفاده از عنصر، از خود نشان می‌دهند. این نتایج، از اختلاف در سرعت رشد، توزیع ریشه، مرحلة رشد و کارایی جذب و مصرف عنصر حاصل می‌شوند. این امر اشارة ضمنی دارد به اینکه گاهی در وضعیتی، گیاهانی از یک گونه دچار کمبود مواد غذایی می‌شوند در حالی که گیاهانی از گونه‌های دیگر در همان شرایط یا شرایط نزدیک به آنها، ممکن است هیچ گونه علایم کمبودی نشان ندهند.<br /><br />همچنین سرعت رشد از وضعیت عنصر تأثیر می‌پذیرد. هنگامی که ذخیرة عنصر برای رشد گیاه در شرایط محیطی موجود ناکافی باشد، بسیاری از گیاهان سرعت رشدشان را با میزان ذخیرة قابل استفادة عنصر بدون بروز علایم واضح کمبود، تنظیم می‌کنند.<br /><br />سیستم‌های کشاورزی که در آنها گیاهانی با رشد سریع تحت شرایط کم تنش انتخاب می‌شوند، با سیستم‌های طبیعی اختلاف دارند. این سرعت رشد زیاد یعنی اینکه گیاه تقاضای زیادی برای عناصر دارد که در صورت برطرف نشدن، بروز زیاد علایم کمبود را در پی خواهد داشت، مگر اینکه کودهای تکمیلی به کار برده شوند. این وضعیت غیر عادی نیست که ما گیاهانی زراعی بیابیم که علایم شدیدی از تنش غذایی را نشان می‌دهند، در حالی که گیاهان محلی در همان شرایط، بدون علایم یا با کمترین علایم کمبود، رشد می‌کنند.<br /><br />در سیستم‌های کشاورزی، علایم کمبود مزمن بیشتر در گیاهان کود داده نشده یا محدود شده از نظر کود دهی رخ می‌دهد. علایم کمبود غذایی بحرانی، اغلب هنگامی اتفاق می‌افتد که محصولات جدیدی با تقاضای غذایی بالا معرفی می‌شوند یا اراضی با حاصلخیزی کم، تحت کشت و کار برای تولید گیاهانی با سرعت رشد نسبتاً زیاد، قرار می‌گیرند.<br /><br /><br /><br />یکنواختی وضعیت مادة غذایی<br /><br />تمام بافت‌های گیاه در طول زمان تنش، در وضعیت تغذیه‌ای یکسانی قرار ندارند. برگ‌های روی یک گیاه که در معرض شرایط محیطی متفاوتی ( از قبیل نور ) قرار دارند، یا آنهایی که سن متفاوتی دارند، ممکن است اختلافات قابل توجهی در وضعیت غذایی داشته باشند. عناصر معدنی برای بیشتر قسمت‌های گیاه، توسط ریشه‌ها به دست آمده و در سرتاسر گیاه جابجا می‌شوند. فاصلة هر قسمت از گیاه تا ریشه، قابلیت در دسترس بودن مواد غذایی بویژه در عناصر کم حرکت را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در گیاهان بهبود یافته از کمبود غذایی، ابتدا ریشه و بافت‌های هدایت کنندة مواد غذایی، ترمیم می‌شوند. برای مثال، در وضعیت بهبود کمبود Fe ، می‌توان مشاهده کرد که رگبرگ‌ها دوباره سبز شده‌اند در حالی که بافت‌های بین رگبرگی، همچنان کلروتیک و دارای نشانه‌های کمبود Fe هستند. به منظور رشد بهینه و سریع، همة بافت‌های گیاه باید یک وضعیت مطلوب غذایی داشته باشند. اگرچه یک گیاه ممکن است از نظر چند عنصر با کمبود رو به رو باشد، فقط یکی از آن عناصر در زمانِ واحد، موجب محدود کردن رشد خواهد شد. هر چند اگر آن عنصر محدود کننده به کار برده شود، باعث افزایش رشد می‌گردد، این افزایش در رشد یعنی اینکه گیاه عناصر دیگر را طلب خواهد کرد و عنصر بعدی که در سطح پائینی قرار دارد، به عنوان عنصر محدود کننده، در خواهد آمد.<br /><br /><br /><br />ابزارهای تشخیص دیگر<br /><br />با اینکه علایم تشخیص دیداری، یکی از با ارزش‌ترین ابزارها برای ارزیابی سریع وضعیت مواد غذایی در گیاه هستند، آنها تنها یکی از ابزارهای قابل استفاده می‌باشند. ابزارهای عمدة دیگر عبارتند از: مطالعات میکروسکوپیک، تجزیة طیفی و تجزیة بافت و خاک. همگی این روش‌ها دارای دقت، سرعت و توانایی زیادی برای پیشگویی وضعیت آیندة مواد غذایی هستند. به خاطر اثر متقابل نزدیک بین رشد گیاه و محیط، همة پیشگویی‌ها دربارة آیندة وضعیت تغذیه‌ای، باید فرضیاتی در مورد اینکه محیط در طول زمان چگونه تغییر خواهد کرد، داشته باشند.<br /><br />فایدة اصلی علایم تشخیص دیداری این است که آنها به سهولت به دست آمده و ارزیابی سریعی از وضعیت مواد غذایی را میسّر می‌سازند. اشکال عمدة آنها این است که علایم دیداری، تا هنگامی که اثرات سوء زیادی روی عملکرد، رشد و نمو بوجود نیاید، ظهور نمی‌کنند.<br /><br />تجزیة بافت، مختص مواد غذایی است امّا نسبتاً کم؛ بافت‌ها باید نمونه گیری شده، آزمایش و تجزیه شوند و دربارة وضعیت غذایی، تخمین زده شود. یک تجزیه از عناصر معدنی مشتمل است بر بافت‌های گیاهی انتخاب شده و مقایسة آنها با سطوح مقادیر بحرانی (که برای اغلب گیاهان زراعی در دسترس است) می‌تواند برای ارزیابی وضعیت مواد غذایی گیاه در زمان نمونه گیری با درجة اطمینان نسبتاً بالایی مورد استفاده قرار گرفته و این وضعیت را تا هنگام برداشت محصول، پیش‌بینی نماید.<br /><br />تجزیة بافت، شبیه تجزیة بافت است با این تفاوت که اینجا به جای ارزیابی وضعیت تغذیه‌ای گیاه، قدرت پتانسیل خاک در این زمینه سنجیده می‌شود.<br /><br />تجزیة گیاه، اطلاعاتی در مورد آنچه گیاه نیاز دارد تهیه می‌کند در حالی که تجزیة خاک، اطلاعاتی در مورد وضعیت ذخیرة مواد غذایی در خاک به دست می‌دهد.<br /><br />تجزیة طیفی از وضعیت تغذیه، هنوز در ابتدای راه است و به زودی در فهرست منابع جهانی مطالعات تخصصی مورد استفاده قرار می‌گیرد.<br /><br />مطالعات میکروسکوپیک بیشتر در مورد جنبه‌های فیزیولوژیکی تنش غذایی روی تمام گیاهان یا گیاهان زراعی پایه، اهمیت دارند، تا ارزیابی وضعیت تغذیه‌ای گیاه.<br /><br /><br /><br />شرح علایم<br /><br />یافتن یک برگ یا حتی یک گیاه که تمام علایم مشخصة یک نوع کمبود را در خود داشته باشد، امری غیر معمول است. دانستن اینکه تک تک علایم چگونه به نظر می‌رسند، بسیار خوشایند است امّا این امکان وجود ندارد چرا که علایم به صورت ترکیبی با همدیگر در گیاه اتفاق می‌افتند.<br /><br />بسیاری از عبارات اشاره شده در ذیل در تشریح علایم کمبود، معقولانه و بدیهی به نظر می‌رسند؛ هر چند تعدادی از آنها به معنی واقعی کمبود مواد غذایی در مزرعه به شمار می‌روند. برای مثال، اصطلاح کلروتیک که یک اصطلاح عمومی برای زرد شدن برگ‌ها به خاطر از دست دادن کلروفیل است، نمی‌تواند بدون توصیفات اضافی به کار رود، زیرا اگر کلروز سرتاسری باشد، نشانة کمبود نیتروژن، کلروز بین وریدی به خاطر کمبود آهن یا کلروز حاشیه‌ای به دلیل کمبود کلسیم می‌باشد. اصطلاح دیگری که بارها در تشریح علایم کمبود مواد غذایی به کار می‌رود، نکروتیک است که اصطلاحی عمومی برای بافت‌های قهوه‌ای شده و مرده است. این علامت همچنین می‌تواند با فرم‌های متنوعی ظهور کرده و به عنوان وضعیتی در علایم نکروتیک به شمار رود.<br /><br />علایم کمبود مواد غذایی برای بسیاری از گیاهان، مشابه است، اما به دلیل تنوّع یافتن زیاد گیاهان و محیط اطرافشان، ناچار به بیان محدوده‌ای جهت علایم هستیم. به خاطر داشتن رگبرگ‌های موازی، علف‌ها و دیگر تک لپه‌ای‌ها، کلروز را به صورت سری خط‌های نواری نشان می‌دهند در صورتی که کلروز در دولپه‌ای‌ها، مشبک و بین رگبرگ‌ها به وقوع می‌پیوندد. اختلاف مهم دیگر اینکه نکروز یا کلروز حاشیه‌ای که در دولپه‌ای‌ها یافت می‌شود، در تک‌لپه‌ای‌ها، اغلب با عنوان سوختگی لبة برگ از آن نام برده می‌شود.<br /><br /><br /><br />منیزیم<br /><br />برگ‌های دارای کمبود Mg، کلروز پیش رونده‌ای بین رگبرگ‌ها، همراه با توسعة نکروز در بافت‌های به شدت کلروز شده، نشان می‌دهند. در این شکل پیشرفته، کمبود منیزیم ممکن است ظاهراً به کمبود پتاسیم شباهت داشته باشد. در کمبود منیزیم، علایم معمولاً با مناطق کلروتیک به صورت خال مانند در بافت‌های بین رگبرگ‌ها ظهور می‌یابند. بافت لامینای بین رگبرگ، بیش از دیگر بافت‌های برگ منبسط شده، یک سطح برجستة چروک شده تولید می‌کند که در نوک برجستگی‌ها از حالت کلروتیک به سمت نکروتیک شدن بافت پیش می‌رود. در برخی از گیاهان مانند براسیکا ( خانوادة خردل که مشتمل است بر سبزیجاتی از قبیل کلم بروکلی، بروسل اسپروت، کلم، گل کلم، کلارد، کلم پیچ، کلم قمری، خردل، کلزا، راتاباگا ( نوعی کلم ) و شلغم ) رنگ‌های نارنجی، زرد و ارغوانی نیز ممکن است ظهور کنند.<br /><br /><br /><br />منگنز<br /><br />این برگ‌ها یک کلروز کوچک بین رگبرگی تحت شرایط محدودیت کاربرد Mn از خود نشان می‌دهند. مراحل اولیة کلروز که تسط کمبود منگنز ایجاد می‌شود، تا حدّی شبیه به کمبود آهن است. این علایم از یک کلروز خفیف در برگ‌های جوان و مشبک شدن رگبرگ‌ها در برگ‌های بالغ، مخصوصاً هنگامی که زیر نور قرار دارند، شروع می‌شود. همچنانکه تنش افزایش می‌یابد، برگ‌ها به رنگ فلز مانند خاکستریِ تابنده‌ای در آمده و لکه‌های تیره و مناطق نکروتیک در امتداد رگبرگ‌ها پیدا می‌شوند. همچنین یک درخشندگی ( جلوة ) مایل به ارغوانی ممکن است در سطح بالایی برگ‌ها ظاهر شود.<br /><br />غلاتی از قبیل یولاف، گندم و جو، به کمبود منگنز به شدت حساس هستند. آنها کلروز خفیفی همراه با لکه‌های خاکستری که کشیده شده و به هم می‌پیوندند، نشان داده و سرانجام پژمردگی کامل برگ و مرگ آن فرا می‌رسد.<br /><br /><br /><br />مولیبدن<br /><br />این برگ‌ها بعضی لکه‌های خال مانند همراه با کلروز بین رگبرگی نشان می‌دهند. یک علامت ابتدایی برای کمبود مولیبدن، کلروز سرتاسری عمومی است که شبیه به علامت کمبود نیتروژن است با این تفاوت که بدون رنگ مایل به قرمز در سطح پائینی برگ‌ها می‌باشد. این امر از نتایج تقاضا برای مولیبدن در احیاء نیترات، که به کاهیده شدن اولیه در اسیمیلاسیون به وسیلة گیاه نیاز دارد، می‌باشد. بنابراین علایم اولیه کمبود مولیبدن در حقیقت ناشی از کمبود نیتروژن هستند هر چند مولیبدن مأموریت متابولیکی دیگری در گیاه دارد و از این رو علایم کمبود آن حتی هنگامی که نیتروژن احیاء شده در دسترس است، وجود دارد. در مورد گل کلم، لامینای (لایة نازک پهنک) برگ‌های جدید، خم شده و به صورت دم شلاقی به نظر می‌رسد. در بسیاری از گیاهان، امکان ظهور بادکش در برگ‌های بالایی و لکه‌های خال دار در مناطق کلروز شده، تحت شرایط وخیم کمبود، وجود دارد. در غلظت‌های بالا، مولیبدن علامت سمّیت مشخصی دارد و آن رنگ روشن به صورت پرتقالی درخشان می‌باشد.<br /><br /><br /><br />نیتروژن<br /><br />علایم نکروتیک نشان داده شده توسط این برگ‌ها، در نتیجة کمبود نیتروژن است. همچنین یک رنگ قرمز روشن به صورت پراکنده ممکن است روی رگبرگ‌ها و دمبرگ‌ها دیده شود. تحت شرایط کمبود نیتروژن، برگ‌های بالغ پیرتر به تدریج از حالت سبز طبیعی تغییر کرده و به صورت سبز رنگ پریده در می‌آیند. همچنانکه کمبود پیشرفت می‌کند، این برگ‌های پیر به طور یکنواخت زرد می‌شوند (کلروتیک). در شرایط حاد کمبود، برگ‌ها به رنگ سفید مایل به زرد در می‌آیند. برگ‌های جوان در بالای گیاه، به رنگ سبز رنگ پریده و در اندازه‌های کوچک باقی می‌مانند.<br /><br />در گیاهان اسپیندلی (دوک وار) پنجه زنی به علت کمبود نیتروژن کاهش می‌یابد. زرد شدن در کمبود نیتروژن، یکنواخت و در سرتاسر برگ همچنین رگبرگ دیده می‌شود. اگر چه در برخی موارد، نکروز بین رگبرگی به جای کلروز معمولی، در بسیاری از گیاهان دیده می‌شود. در برخی گیاهان، سطح پائینی برگ‌ها و / یا دمبرگ‌ها و رگبرگ‌ها، به صورت مایل به قرمز یا رنگ پریده در می‌آید. در برخی گیاهان، این رنگ‌ها می‌توانند کاملاً روشن باشند. همچنانکه کمبود به پیشرفت خود ادامه می‌دهد، برگ‌های پیرتر به سمت پلاسیده شدن در اثر تنش خفیف آبی پیش رفته و سریعتر از حالت معمولی پیر می‌شوند. بهبود یافتن گیاهان در اثر کاربرد نیتروژن، بلافاصله (ظرف چند روز) و تماشایی خواهد بود.<br /><br /><br /><br />فسفر<br /><br />برگ‌های دچار کمبود فسفر برخی نقاط نکروتیک نشان می‌دهند. به عنوان یک اصل کلی، علایم کمبود فسفر، خیلی واضح نیستند و بنابراین تشخیص آن مشکل است. یک علامت دیداری مهم، کوتولگی و کوتاه ماندن گیاهان است. گیاهان دچار کمبود فسفر نسبت به سایر گیاهان در شرایط مشابه اما بدون کمبود فسفر، سرعت رشد بسیار کمتری دارند. گیاهان دچار کمبود فسفر، اغلب با گیاهان جوان اشتباه گرفته می‌شوند. برخی گونه‌ها از قبیل گوجه فرنگی، کاهو، ذرت و خانوادة کلم، ساقه، دمبرگ و سطح زیرین برگ‌ها ارغوانی رنگ می‌شوند. همچنین در شرایط حاد کمبود فسفر، درخشندگی آبی ـ خاکستری در برگ‌ها پیدا می‌شود. در برگ‌های پیرتر تحت شرایط حاد کمبود، ممکن است رگبرگ‌ها به صورت مشبک مانند قهوه‌ای رنگ پریده به چشم بخورند.<br /><br /><br /><br />گوگرد<br /><br />این برگ‌ها یک کلروز سرتاسری نشان می‌دهند در حالی که هنوز به رنگ سبز باقی مانده‌اند. رگبرگ‌ها و دمبرگ‌ها، رنگی مایل به قرمز روشن نشان می‌دهند.علایم دیداری کمبود گوگرد، بسیار شبیه به کلروز پیدا شده در اثر کمبود نیتروژن هستند. با این وجود در کمبود گوگرد، زرد شدن به صورت یکنواخت در سرتاسر گیاه حتی در برگ‌های جوان وجود دارد. رنگ مایل به قرمز، اغلب در سطح پائینی برگ‌ها و دمبرگ‌ها به صورت مایل به صورتی در آمده و نسبت به کمبود نیتروژن، کمتر روشن و واضح است. در کمبودهای پیشرفتة گوگرد، آسیب به صورت قهوه‌ای رنگ شده و / یا لکه‌های نکروتیک شده، دمبرگ‌ها و برگ‌ها اغلب عمودی شده و پیچ خورده و شکننده می‌شود.<br /><br /><br /><br />روی<br /><br />این برگ‌ها یک مورد نکروز پیشرفتة بین رگبرگی نشان می‌دهند. در مراحل اولیة کمبود روی، برگ‌های جوان‌تر زرد شده و سطح بالایی برگ‌های بالغ، به صورت سوراخ سوراخ در می‌آید. همچنین مخروطی شکل شدن رایج است. همچنانکه کمبود پیشرفت می‌کند، این علایم به صورت نکروز بین رگبرگی شدیدی ظاهر می‌شود اما رگبرگ اصلی مانند مواقع ترمیم کمبود آهن، سبز باقی می‌ماند.<br /><br />در بسیاری از گیاهان به ویژه درختان، برگ‌ها خیلی کوچک شده، میانگره‌ها کوتاه و شبیه به حالت روزت به نظر می‌رسند.<br /><br /><br /><br />بُر<br /><br />برگ‌های دچار کمبود بر یک کلروز عمومی خفیف نشان می‌دهند. تحمّل گیاهان به تغییرات زیاد بر، به اندازه‌ای است که غلظت‌های مورد نیزا برای رشد یاه تا غلظت‌های سمّی آن برای گیاهان حساس به بر، اختلاف اندکی دارند. بر به طور ناچیز در فلوئم بسیاری از گیاهان جا به جا می‌شود، به استثنای گیاهانی که از ترکیبات قندی مانند سوربیتول استفاده می‌کنند. در تحقیقاتی تازه، حرکت بُر در گیاهان تنباکو که برای سنتز سوربیتول تحت نظر گرفته شده بودند، افزایش یافته بود و کمبود بر را در خاک بهتر تحمّل می‌کردند.<br /><br />در گیاهان با انتقال کم بر، کمبود بر، باعث نکروز بافت‌های مریستمی در مناطق در حال رشد گردیده که منجر به کاهش غالبیت انتهایی شده و نمو یاه به صورت روزت باقی می‌ماند. این علایم کمبود، شبیه به علایم کمبود کلسیم می‌باشند. در گیاهانی که بر به آسانی در فلوئم منتقل می‌شود، علایم کمبود مانند کمبودهای نیتروژن و پتاسیم در بافت‌های بالغ متمرکز می‌شوند. هم مغز و هم اپیدرم ساقه‌ها ممکن است تحت تأثیر قرار گرفته که اغلب باعث پوک شدن یا زبر شدن ساقه‌ها همراه با نقاط نکروتیک روی میوه می‌شود. پهنک برگ پیچ خورده، تیره شده و اغب همراه با ترشح مواد شیرة گیاهی از آن می‌باشد. برگ‌ها فوق العاده شکننده شده و به آسانی می‌شکنند. همچنین برگ‌های جوان اغلب حتی تحت شرایط مطلوب از نظر تهیة آب، پلاسیده می‌شوند زیرا نقاط قطع شده به خاطر کمبود بر، باعث عدم انتقال آب می‌گردد.<br /><br /><br /><br />کلسیم<br /><br />در پایة برگ‌های دچار کمبود کلسیم نکروز نشان داده می‌شود. قابلیت تحرک بسیار کم کلسیم، عمده‌ترین فاکتوری است که برای بیان علایم کمبود کلسیم در گیاه به کار می‌رود. علایم کلاسیم کمبود کلسیم ممکن است شامل پوسیدن میوه‌های انتهایی گوجه فرنگی (سوختن میوه‌های بخش انتهایی گوجه فرنگی)، سوختگی لبة برگ کاهو، قلب سیاه کرفس و مرگ مناطق رشد در بسیاری از گیاهان است. همة این علایم، بافت‌های مردة نکروتیک نرمی را نشان می‌دهند که به سرعت به سمت مناطق رشد پیش می‌رود که این امر بیشتر به جابجایی کم کلسیم در بافت‌ها مربوط است تا ذخیرة کم آن در محیط خارج. گیاهانی که رشد آهسته‌تری دارند و دچار کمبود ذخیرة کلسیم هستند، ممکن است دوباره مقدار مشخصی از کلسیم را از برگ‌های پیرتر برای برقراری رشد جابجا کنند و در آنها فقط کلروز حاشیه‌ای برگ‌ها دیده شود. سرانجام این نتایج در حاشیة برگ‌ها بیشتر از نقاط دیگر برگ‌ها به وقوع می‌پیوندد و باعث تغییر شکل برگ به صورت فنجانی رو به پائین می‌شود. این علامت تا نقاط اتصال برگ به دمبرگ گسترش می‌یابد اما برگ‌ها نمی‌افتند بلکه فقط لکه‌های بافت نکروتیک شده در نوک دمبرگ ایجاد می‌شود. گیاهان تحت کمبود کلسیم مزمن، تحمل بیشتری به پژمردگی نسبت به گیاهان استرس ندیده دارند.<br /><br /><br /><br />کلرید<br /><br />این برگ‌ها شکل غیر طبیعی همراه با کلروز بین رگبرگی واضح دارند. گیاهان به غلظت نسبتاً زیادی از کلر در بافت‌هایشان نیاز دارند. کلر در خاک بسیار فراوان بوده و در اراضی شور، تمرکز آن بالاست اما در اراضی با آبشویی بالا، ممکن است کم باشد. عادی‌ترین علایم کمبود کلر، کلروز و پژمردگی برگ‌های جوان است. کلروز در سطح صاف فرو رفتگی‌ها در مناطق بین رگبرگی پهنک برگ اتفاق می‌افتد. در موارد پیشرفته، اغلب یک حالت برنزه شده در طرف بالایی برگ‌های بالغ پدیدار می‌شود. گیاهان معمولاً به کلر مقاوم می‌باشند اما برخی گونه‌ها مانند آووکادو، میوه‌های هسته دار و انگورها به کلر حساس بوده و ممکن است علایم سمّیت را حتی در غلظت‌های کم کلروز در خاک از خود نشان دهند.<br /><br /><br /><br />مس<br /><br />برگ‌های دچار کمبود مس پیچیده شده و دمبرگ آنها به سمت پائین خم می‌شود. کمبود مس می‌تواند با کلروز خفیف سرتاسری همراه با فقدان فشار تورگور همیشگی در برگ‌های جوان، بیان شود. برگ‌های به تازگی بالغ شده، مشبک، رگبرگ‌های سبز همراه با مناطق سفید شده تا خاکستری مایل به سفید از خود نشان می‌دهند. برخی برگ‌ها، نقاط تُو خالی کلروتیکی نشان داده و تمایل به خمیدن به سمت پائین دارند. فرم رشدی درختان تحت شرایط کمبود مزمن مس، به صورت روزت می‌باشد. برگ‌ها کوچک و کلروتیک همراه با لکه‌های نکروتیک می‌باشند.<br /><br /><br /><br />آهن<br /><br />برگ‌های دچار کمبود آهن کلروز شدیدی در پایة برگ‌ها همراه با شبکة سبز رنگ نشان می‌دهند. عمده‌ترین علامت کمبود آهن، شروع کلروز بین رگبرگی از سمت خارج جوان ترین برگ‌هاست که به سمت داخل پیش می‌رود و در پایان، تمام سطح برگ سفید می‌شود. در مناطق سفید شده اغلب نقاط نکروتیک پدیدار می‌شود. تا وقتی که برگ‌ها هنوز کاملاً سفید نشده‌اند، در صورت کاربرد دوبارة آهن، ترمیم می‌یابند.<br /><br />در فاز ترمیم، رگبرگ‌ها اولین قسمتی هستند که رنگ سبز روشن خود را به دست می‌آورند. این وضعیت ترمیمی که در مورد کمبود آهن پیش می‌آید، شاید قابل تشخیص‌ترین علامت در بین علایم کلاسیک مواد غذایی باشد. چون آهن قابلیت تحرک کمی دارد، علایم کمبود آن ابتدا در جوان‌‌ترین برگ‌ها ظاهر می‌شود. کمبود آهن، با آهک و شرایط بی هوازی خاک در ارتباط است و این وضعیت اغلب به وسیلة زیادی فلزات سنگین به وجود می‌آید.<br /><br /><br /><br />پتاسیم<br /><br />بعضی از این برگ‌ها نکروز حاشیه‌ای نشان می‌دهند (سوختگی نوک برگ). در شرایط پیشرفتة کمبود، نکروز در فضاهای بین رگبرگی رگبرگ اصلی همراه با کلروز بین رگبرگی ایجاد می‌گردد. اینها مشخص‌ترین علایم د ر تشخیص کمبود K هستند.<br /><br />شروع کمبود پتاسیم معمولاً به وسیلة کلروز حاشیه‌ای به سمت تاول‌های قهوه‌ای و سبز چرمی خشک بر روی برگ‌های تازه بالغ شده، شرح داده می‌شود. این وضعیت به وسیلة افزایش داغدیدگی بین رگبرگ‌ها و / یا پیشرفت نکروز از لبة برگ به رگبرگ در هنگام افزایش تنش، دنبال می‌شود. در مراحل پیشرفتة کمبود، بیشتر منطقة بین رگبرگی نکروتیک شده، رگبرگ‌ها سبز باقی می‌ماند و برگ‌ها پیچیده و دندانه دار می‌شوند. در برخی گیاهان از قبیل حبوبات و سیب زمینی، علایم اولیة کمبود، نقاط سفید یا خالدار شدن پهنک برگ می‌باشند. در مقایسه با کمبود نیتروژن، کمبود پتاسیم بازگشت ناپذیرتر است حتی اگر به گیاهان پتاسیم بدهیم. چون پتاسیم در گیاه بسیار متحرک است، در کمبودهای شدید، علایم فقط روی برگ‌های جوان ظهور می‌یابند. کمبود پتاسیم ممکن است در صورت وجود سدیم، بسیار کم جلوه کند به طوری که با افزودن سدیم، گیاهان دچار کمبود پتاسیم، بسیار شاداب‌تر از گیاهان بدون کمبود ‌شوند. در بعضی گیاهان، بیش از 90 درصد نیاز پتاسیم می‌تواند به وسیلة سدیم جبران شود بدون اینکه هیچ گونه کاهشی در رشد پدید آید.<br />|+| نوشته شده توسط حسن مافی در تاریخ دوشنبه 14 آبان ماه سال 1386 در موضوع فیزیولوژی گیاهی | 1 نظر<br />کمبود آهن در گیاهان<br />مروزه توجه کشاورزان و متخصصین علوم کشاورزی به اهمیت و نقش عناصر کم مصرف روز به روز بیشتر می شود . علت اصلی این توجه پیدایش مسایل جدیدی است که در نتیجه برداشت روز افزون از این عناصر و عدم برگشت آنها به خاک می باشد. میزان برداشت عناصر غذایی به خصوص عناصر کم مصرف به علت برداشت بیشتر و افزونتر از خاک که در نتیجه کاشت ارقام اصلاح شده ، مصرف کودهای شیمیایی و مدیریت بهتر حاصل شده بسیار زیاد بوده و با پیشرفت بیشتر در امور مختلف مرتبط با کشاورزی ، روند از دست دادن عناصر کم مصرف خاک بیشتر خواهد شد .<br />گیاهان پر بازده ، دارای معایبی نیز می باشند از جمله آن دسته از گیاهان نسبت به شرایط خاک حساسیت نشان داده ، احتیاج به مواد غذایی فراوان دارند و خود قادر به جذب آنها از خاک های متوسط نیستند . این گیاهان معمولا در مقابل کمبودها حساس بوده و بیشتر از گیاهان بومی به کمبود عناصر کم مصرف دچار می شوند .<br />کمبود آهن که منشا بروز رنگ پریدگی خاصی به اسم زردی می شود در بیشتر خاک های کشور و در مورد گیاهان متعددی قابل مشاهده است . خسارت آن در درختان میوه نواحی خشک و گیاهان زینتی قابل توجه می باشد . مرکبات شمال و جنوب و تا حدی پنبه نیز از کمبود آهن صدمه می بینند . پراکندگی کمبود آهن با پراکندگی درختان میوه تطبیق می کند . خراسان ، اصفهان ، کرج و آذربایجان مراکز شدت کمبود آهن می باشند . قابلیت جذب آهن در خاک ها تحت تاثیر عواملی از قبیل عدم تهویه کافی و نبود مواد آلی کافی به شدت کاهش می یابد و در این شرایط کمبود آهن ظاهر می شود . در مقابل ، تهویه خاک ، افزایش کودهای آلی و سبز و مصرف کودهای آهن دار باعث افزایش محلولیت آهن خاک می شوند . حساسیت گیاهان به کمبود آهن متفاوت است و حتی در بین یک گونه ، واریته های مختلف عکس العمل متفاوتی دارند .<br />علامت اصلی کمبود آهن زردی یا کلروز است . این زردی معمولا در برگ های جوان دیده می شود و از آنجا تمام برگ های درخت به این حالت در می آیند . رنگ پریدگی معمولا میان رگبرگ ها بوده و خود رگبرگ ها سبز باقی می مانند و رگبرگ ها به صورت شبکه سبزی درزمینه زرد ظاهر می شوند. در بعضی انواع مانند گلابی برگ ها اصولا سفید رنگ می شوند و رگبرگ ها نیز از زردی ناشی از کمبود آهن در امان نخواهند بود .<br />قدم اول در زمینه کمبود آهن پیشگیری از بروز این کمبود است . برای پیشگیری از بروز کمبود آهن باید شرایط محلولیت و قابلیت جذب بیشتر آهن را از طریق زیر برطرف نمود :<br />عدم مصرف آب های سنگین<br />افزایش مواد آلی و کود سبز به خاک، زدن شخم کافی وتهویه بموقع خاک<br />انتخاب پایه و پیوندک مناسب و مقاوم به کمبود آهن<br />در گلکاری ، پیشگیری از کمبود آهن ، کاشت گیاهان در خاک های اسیدی و مصرف کلات های آهن از ابتدای تهیه گلدان است .<br />]]></description>
<category><![CDATA[باغباني]]></category>
<dc:creator>samane</dc:creator>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 05:45:33 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>توت فرنگی</title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2820</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2820</link>
<description><![CDATA[توت فرنگی<br />مقدمه<br />توت فرنگي با نام علمي Fragaria SP متعلق به تيره گلسرخيان يا (Rosaceae)است و به نظر مي رسد والين اصلي آن F.virginiana از شمال شرقي آمريکا با ميوه هاي معطر و کوچک و F.chiloensis از سواحل غربي آمريکاي شمالي و جنوبي با ميوه هاي درشت باشد. گفته مي شود که يک دريانورد فرانسوي 5 گياه F.chiloensis را از شيلي به فرانسه انتقال داد و آنها را در ميان گونه هاي F.virginiana کشت نمود. بذر هاي به دست آمده در اثط دگر گرده افشاني بين اين گياهان، منجر به توليد توت فرنگي Fraisier ananos يا توت فرنگي آناناس شد و بعد ها به F.ananassa مشهور گشت که امروزه اکثر واريته هاي درشت ميوه از آن حاصل شده اند و داراي 56 کروموزوم مي باشند.<br /><br />گونه هاي توت فرنگي<br />گونه هاي زيادي از توت فرنگي در نواحي معتدل يافت مي شود که تنها تعداد اندکي از آنها به عنوان اجداد توت فرنگي هاي امروزي به شمار مي آيند.همان طور که اشاره شد توت فرنگي متعلق به تيره گلسرخيان و جنس Fragaria مي باشد که گونه بومي بسيار مشهور آن F.vesca است که داراي 14 کروموزم و ديپلوييدي مي باشد. آميزش بين گونه هايي با سطح پلوييدي مشابه مي تواند به طور موفقيت آميزي صورت پذيرد.<br />گونه هاي F.x ananassa L. , F.vescal در سراسر جهان و گونه هاي F.orientalis و F.moschata Duch در اروپا_ سيبري و گونه هاي F.virginiana Duch و F.chiloensis(L)Duch درآمريکا وجود دارند. ارقام توت فرنگي از لحاظ طول دوره ميوه دهي به انواع بهاره (june bearing ) و چهار فصل يا هميشه بارده (ever bearing ) تقسيم مي شوند.در سال ميوه مي دهند و روزهاي بلند و درجه حرارت بالا منجر به توليد برگ و ساقه هاي رونده مي شود در حالي که روزهاي کوتاه و درجه حرارت پايين سبب گلزايي در آنها مي شود. ارقام هميشه بارده نيز در طول سال بيش از يکبار اقدام به توليد گل و ميوه مي کنند. در اين ارقام گلزايي هم در روزهاي بلند و هم در روزهاي کوتاه صورت مي پذيرد. امروزه در کشت هاي تجارتي معمولاً از ارقام هميشه بارده استفاده نمي شود. ارقام چهار فصله مانند: استرا، هومي جنتو مي باشد.<br /><br />مشخصات<br />عموما گياهاني علفي باساقه هاي رونده يا استولون هستند. برگها مشتمل بر سه برگچه خشن و کرک دار به رنگ سبز تيره بوده که در برخي از ارقام شفاف مي باشند. ساختمان گل شامل 5 گلبرگ سفيد که در قسمت تحتاني خود به يک زائده کوچک متصل است، کاسه گل شامل 5 کاسبرگ سبز رنگ بوده که در قسمت تحتاني تقريبا به يکديگر جوش خورده مي باشند. تعداد کاسبرگها در برخي از ارقام زراعتي ممکن است بيش از 5 عدد باشد. پرچمها به تعداد 20 عدد يا کمي بيشتر يا کمتر است. مادگي به تعداد زياد و بصورت مارپيچي بر روي نهنج قرار گرفته است و در مجموع و همراه با نهنج فرم نسبتا کشيده اي را تشکيل مي دهد. مادگي از فندقه هاي جدا از يکديگر که هر کدام داراي تخمدان با شکل راست و کوتاه مي باشد تشکيل شده است. در هر تخمدان يک تخمک وجود دارد و در واقع بذر به تعداد فندقه ها توليد مي شود. گل در واقع دو جنسه و پس از تلقيح گلبرگ ها ريزش کرده و نهنج بتدريج رشد و گوشتي شکل مي گيرد و ميوه به مرور زمان آبدار شده و از حالت اسيدي به قندي تبديل مي شود. اگر لقاح ناقص باشد تعداد فندقه ها محدود و چه بسا تقارن ميوه حفظ نمي شود.<br />طوقه شامل يک قسمت دروني است که به وسيله حلقه آوندي احاطه شده است. اين بخش از مغز و يک لايه نازک کامبيومي که آن را احاطه کرده است تشکيل شده است.در طول طوقه در بالاي هر برگ يک جوانه محوري وجود دارد که بسته به شرايط محيطي مي تواند ساقه هاي رونده و طوقه هاي ديگر را توليد نموده و يا به حالت رکود باقي بماند.<br />برگ ها به صورت مارپيچي در روي ساقه قرار مي گيرند. به طوري که ششمين برگ در امتداد برگ اول قرار مي گيرد .برگ ها معمولاً شانه اي و سه برچه اي هستند و داراي اپيدرم، نرده چوبي و لايه هاي مزوفيل، مشابه به ساير دولپه اي ها مي باشند. ريشه ها از قسمت بيروني و تحتاني طوقه پديدار مي شوند. ريخت شناسي ريشه مانند دولپه اي ها است. ريشه هاي نا به جاي طوقه از پريسيکل منشا يافته و رشد مي کنند و به کور مستقيم از کورتکس بيرون مي آيندازدياد توت فونگي<br />ازدياد توت فرنگي: ازدياد بطريق جنسي و غير جنسي صورت مي گيرد.<br />الف -ازدياد جنسي<br />ازدياد توت فرنگي بوسيله بذر مخصوص ارقامي است که طبيعتاً توليد ساقه رونده نمي کنند و يا ارقامي که ساقه هاي رونده کمي دارند و همچنين جهت توليد ارقام جديد از روش ازدياد بذري استفاده مي شود.<br />ب- ازدياد غير جنسي<br />در ازدياد غير جنسي که تقسيم بوته خوانده مي شود بوته هايي را که خوب رشد کرده و قوي هستند پس از خارج کردن از زمين به چند بوته کوچکتر که هر کدام داراي مقداري ريشه مي باشند تقسيم کرده و سپس آنها را در محل اصلي نشاء مي کنند. در اين روش بايد از بوته هاي سالم پايه هاي مادري استفاده گردد. روش ازدياد از طريق ساقه هاي رونده بدين صورت مي باشند که پس از ريشه دار شدن ساقه هاي رونده در تابستان از بوته مادري جدا و در محل سايه نشاء کرده و سپس در فصل پاييز بوته هاي انتخابي را به زمين اصلي انتقال مي دهند.شرايط خاک و شرايط محيطي رشد توت فرنگي<br />توت فرنگي گياهي است که در خاکهاي مختلف تقريباً سازگار است. با اين وجود خاکهاي عميق نرم با بافت شني رسي را ترجيح مي دهد. بهترين Ph مناسب براي توت فرنگي 5/5 تا 5/6 مي باشد. اگر ميزان آهک خاک از حد مجاز بيشتر باشد عارضه کلروز يا زرد شدن برگها بروز خواهد کرد. از لحاظ آب و هوا در شرايط مرطوب و شرايط نسبتا گرم محصول دهي مناسب خواهد داشت. در شرايط گرم و مرطوب بايد آب کافي در اختيار گياه قرار گيرد و همچنين ارقام مقاوم به گرما انتخاب گردد. در ارتفاع 400 تا 800 متري از سطح دريا مي تواند رشد مناسبي داشته باشد. نيمه مقاوم به سرما بدون پوشش کاه و کلش مي تواند تا 5- درجه سانتي گراد را تحمل نمايد ولي با پوشش ويژه تا -18 درجه سانتي گراد را متحمل است. از نظر نياز سرمايي جزء گياهان کم نياز به سرما تقسيم بندي مي شود بطوريکه در 200 تا 400 ساعت دماي کمتر از 7 درجه سانتي گراد نياز سرمايي و ناچيز آن منتفي مي گردد. سطحي بودن ريشه ها که معمولا تا عمق 15 تا 20 سانتي متري خاک توزيع مي گردد گياه را حساس به کم آبي مي کند. جهت توليد محصول بهاره بايد از ارقامي استفاده گردد که طالب روزهاي کوتاه و نياز دمايي پائين تري باشند تا گل انگيزي و محصول دهي آنها بخوبي انجام گيرد.<br />در ارقام 4 فصله روز کوتاهي يا روز بلندي و همچنين پائين بودن و بالا بودن درجه حرارت زياد مطرح نيست و اين گروه از توت فرنگيها معمولا در شرايط مختلف براحتي گل مي دهند.پيش رس کردن توت فرنگي<br />توت فرنگي طبيعتا از ميوه هاي نوبرانه و از اولين ميوه هاي است که در بهار به بازار عرضه مي شود. در حالت معمولي و در مناطق معتدل زمان برداشت ميوه در اواخر ارديبهشت ماه تا اوايل تير است ولي امروزه با فن آوري هاي خاصي مي توان زمان رسيدن ميوه را به جلو انداخت. به عبارت ديگر مي توان با استفاده از وسائل و امکانات امروزي اقدام به پيش رس کردن و توليد توت فرنگي خارج از فصل نمود و عرضه توت فرنگي را مدت طولاني تري ادامه داد . البته هزينه هاي اضافي که براي پيش رس کردن ايجاد مي شود به علت قيمت بيشتري که محصول نوبرانه دارد جبران خواهد شد.<br /><br />پيش رس کردن توت فرنگي در گلخانه<br />مطمئن ترين وسيله براي پيش رس کردن استفاده از گلخانه است. مشکل استفاده از گلخانه در درجه اول هزينه سنگين احداث گلخانه و نياز به تخصص و تجربه کافي براي کشت توت فرنگي در گلخانه است.<br />براي اين منظور مي توان نشاء توت فرنگي را ابتدا اواسط تيرماه تا اوايل شهريور در خزانه انتظار کشت کرد و 5-7 کيلوگرم در هر صدمتر مربع از کودهاي کامل ازت - فسفر - پتاس به نسبت 17 - 12 - 12 به عنوان کود پايه به زمين خزانه دارد. پس از توليد ريشه هاي قوي در نشا بوته ها شروع به ايجاد ساقه هاي رونده مي نمايند. با سرد شدن هوا بوته ها تحت تاثير نور و درجه حرارت پائين قرار گرفته و گل در آنها تشکيل مي شود. در آبان و آذر بوته ها را به گلخانه حمل کرده و در بستر کاشت به فاصله 30 تا 25 سانتيمتر کشت مي نمايند.<br />در گلخانه نيز مقدار 5-3 کيلوگرم کود کامل شيميايي در 100 متر مربع به بستر داده مي شود. درجه حرارت گلخانه را ابتدا روي 8 - 12 درجه سانتيگراد تنظيم کرده و با افزايش شدت نور درجه حرارت را نيز زياد مي کنند و به 15 - 20 درجه سانتيگراد مي رسانند. البته مي توان درجه حرارت را به 8 درجه سانتيگراد کاهش داد. بلافاصله پس از کاشت بايستي به اندازه کافي آبياري نمود. در آبياري توت فرنگي گلخانه اي بايد دقت شود که زمين بطور يکنواخت مرطوب گردد. به منظور جلوگيري از خطر پوسيدگي ميوه در اثر رطوبت زياد بايد گلخانه را به موقع تهويه کرد و بوسيله حرارت خشک رطوبت زيادي را کاهش داد. براي انجام عمل گرده افشاني و تلقيح بهتر گلهاي توت فرنگي در گلخانه مي توان براي هر 1000 متر مربع سطح زير کشت يک کندوي زنبور عسل در گلخانه قرار داد.<br />کمبود برB ميتواند منجر به کاهش توليد گرده زنده، کاهش جوانه زني گرده و انبساط مهمج شود. همچنين باعث توليد ميوه هايي کوچک و به هم فشرده و کاهش رشد ريشه هاي اوليه و جانبي مي گردد. توت فرنگي ها داراي کمبود روي Zn داراي برگ ها و ميوه هاي کوچکتري بوده و عملکرد کمي دارند. کمبود آهن Fe در گياه نيز منجر به کاهش قدرت رشد و ايجاد زردي بر روي برگ ها مي شود. سطوح بيش از حد نيتروژن مي تواند منجر به نرم شدن ميوه، تاخير در رسيدن، عملکرد هاي پايين و افزايش سفيدک سطحي و کنه ها شود. سطوح کلسيم نيز عامل مهمي در تعيين استحکام ميوه است.<br /><br />]]></description>
<category><![CDATA[باغباني]]></category>
<dc:creator>samane</dc:creator>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 05:54:45 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>تاثیر عناصر در انگور</title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2819</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2819</link>
<description><![CDATA[تاثیر عناصر و علائم کمبود در انگور <br />انگور<br /><br />انگور با انواع خاکها خود را تطبیق داده و عناصر غذایی مورد نیاز آن نسبت به سایر محصولات باغبانی کمتر است اما کمبود هر کدام از آنها حتی به مقدار کم نیز تاثیر زیادی بر کیفیت و کمیت محصول خواهد داشت .<br /><br />تاثیر عناصر مختلف بر انگور و علایم کمبود آنها:<br /><br />زت(N): باعث افزایش  رشد شده و علائم کمبود آن تا زمانی که خیلی شدید نباشد به آسانی قابل تشخیص نیست . ولی در کمبودهای شدید برگها کم رنگ و مایل به زرد شده ورشد شاخه ها کاهش می یابد .<br /><br />فسفر(P): در تبدیل قند  به نشاسته نقش داشته ولی کمبود آن در تاکستانها شایع نیست .علائم کمبود بستگی به واریته آن دارد(شکل1و4).<br /><br />پتاسیم(K): باعث  بهبود کیفیت انگور شده از نرم شدگی و لهیدگی و ریزش پیش از موعد حبه ها جلوگیری نموده و مانع رسیدگی ناهماهنگ آنها می گردد .علائم کمبود آن در قسمت میانی ساقه ها دیده می شود . حاشیه برگها کلروز شده حبه ها ریز می ماند و قسمت پایین خوشه متلاشی و خشک می گردد و حبه ها کشمش مانند می شوند .(شکل2)<br /><br />روی(Zn):از ریزش حبه ها چلوگیری نموده و به ساخت هورمون اکسین کمک می کند در صورت کمبود. محل اتصال دمبرگ به پهنک توسعه نیافته و باریک می ماند. گیاه دچار کمبود اکسین شده و رشد آن مختل می گردد. حبه ها نا رس باقی مانده و شروع به ریزش می کنند.<br /><br />منکنز(Mn): نقش آن مشارکت در سیستم های آنزیمی و تولید کلروفیل است. علائم کمبود معمولا تا سه هفته پس از گلدهی ظاهر شده و این علائم با زرد شدن بین رگبرگها آغاز می گردد و اغلب در برگهای جوان دیده می شود.(شکل3)<br /><br />بر(B): این عناصر در فعالیتهای حیاتی گیاه نقش عمده ای داشته. باعث ساخت پکتین شده و مقاومت گیاه را نسبت به سرما و بیماریها افزایش میدهد و به رشد ریشه نیز کمک می کند. در صورت کمبود اختلالاتی در رشد و نمو دانه گرده به وجود می آید که میزان محصول را به شدت کاهش می دهد. علائم کمبود بر در انگور به آسانی قابل تشخیص است. به طوری که بوته های با کمبود شدید. میوه نداشته و برخی از خوشه ها سوخته و خشک می شوند و فقط ساقه خوشه همراه با چند حبه باقی می ماند.<br /> <br />]]></description>
<category><![CDATA[باغباني]]></category>
<dc:creator>samane</dc:creator>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 05:51:52 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>کنترل بیولوژیک شته</title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2818</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2818</link>
<description><![CDATA[کنترل بیولوژیک شته <br /><br /> <br /><br />شته­ها متعلق به خانواده آفیدیده (Aphididae)  هستند و تعدادی از آن‌ها از مهم‌ترین آفات محصولات گلخانه‌ای محسوب می­شوند. مهم‌ترین دشمنان طبیعی شته­ها زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفی دیئیده(Aphidiidae)  هستند که در برخی از منابع بعنوان زیر خانواده­ها آفی­دئینه (Aphidiinae) از خانواده براکونیده (Braconidae)  ذکر می­شود. در این خانواده­ها تعدادی از گونه­ها از جنس­های مختلف مانند زنبورهای جنس پروان(Proan) ، لایزی­فلبوس(Lysiphlebus) ، افدروس (Ephedrus) و تری‌اکسیس (Trioxys)  وجود دارند که صرفاً پارازیتوئید گونه­های مختلف شته­ها هست<br /><br /> <br /><br />بطور کلی زنبورهای پارازیتوئید خانواده آفی­دیده به طول حدود 2 تا 3 میلی­متر و عموماً به رنگ سیاه هستند. این زنبورها بعد از جفت گیری تخم‌شان را در داخل بدن شته­ها قرار می­دهند و بصورت ایندو پارازیتوئید یا پارازیتوئید داخلی لاروهایشان در داخل بدن شته­ها رشد و نمو می­کنند تا اینکه به مرحله حشره کامل برسند. بعد از رشد و نمو کامل لارو در داخل بدن شته­ و تبدیل به شفیره، بدن شته بصورت مومیایی و به رنگ زرد تا قهوه­ای بنظر می­رسد. درحالیکه بدن شته­های دیگر پارازیته شده توسط برخی از زنبورهای پارازیتوئید به رنگ سیاه درمی‌آید. همچنین زنبور کامل همانند زنبورهای پارازیتوئید شپشک­ها بعد از رشد و نمو کامل لارو با ایجاد یک سوراخ در پوست بدن شته، از آن خارج می­شود. بطور کلی در شرایط معمولی و دمای حدود 25 تا 30 درجه سانتی‌گراد، مرحله زندگی این زنبورها حدود 15 تا 20 روز به طول می‌انجامد. <br /><br />خانواده آفلینیده (Aphelinidae) از دیگر زنبورهای پارازیتوئید شته­ها هستند که از نظر اندازه کوچک‌تر از زنبورهای خانواده آفیدئیده هستند و طول بدن‌شان عموماً حدود یک میلی‌متر است. در این خانواده گونه­های آفلینوس  (Aphelinus)  و آفلینوس آسیکیس  (Aphelinus asychis)    از پارازیتوئیدهای شته­ها محسوب می­شوند و از نظر بیولوژیک بسیار شبیه به زنبورهای خانواده آفی­دئیده می­باشند. با این تفاوت که بعضی از گونه­های زنبورهای خانواده آفیلینیده  (Aphelinidae)  اِکتوپارازیتوئید هستند یعنی تخم‌شان را روی بدن شته­ها قرار می­دهند تا لاروشان بصورت خارجی از بدن شته­ها تغذیه ­­کنند.<br /><br />گروه دیگری از دشمنان طبیعی شته­ها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشه­ای از خانواده­ سسی­دومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتس­آفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal)  از مهم‌ترین شکارگرهای شته­ها است که در شرایط گلخانه­ای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود 2 میلی‌متر است و در جنس ماده شاخک­ها کوتاه ­است. نرها دارای شاخک­های بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شته­ها ترشح می­شود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخم­هایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شته­ها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها می­کنند. <br /><br />گروه دیگری از دشمنان طبیعی شته­ها، شکارگرها هستند. در بین آن‌ها پشه­ای از خانواده­ سسی­دومیئیده (Cecidomyiidae) به نام آفیدولتس­آفیدومیزال(Aphidoletes aphidomyzal)  از مهم‌ترین شکارگرهای شته­ها است که در شرایط گلخانه­ای برروی گیاهان زینتی بعنوان عامل کنترل بیولوژیک تکثیر و رهاسازی می‌شود. طول بدن این پشه حدود 2 میلی‌متر است و در جنس ماده شاخک­ها کوتاه ­است. نرها دارای شاخک­های بلند و نخی بوده و پاهای نسبتاً بلند و بدن بسیار ظریفی دارند. طول عمر حشرات کامل حدود یک هفته است. حشرات کامل عموماً از عَسَلکی که از شته­ها ترشح می­شود که در واقع شیره گیاهی تغذیه می‌کنند و تخم­هایشان را روی برگ گیاهان در داخل جمعیت شته­ها قرار می­دهند و بعد از خارج شدن از لارو شروع به تغذیه از مراحل مختلف شته‌ها می­کنند. <br /><br />طول بدن لارو سن اول در حدود 3/0 میلی‌متر و لارو­های کامل حدود دو تا سه میلی‌متر هستند. لاروهای اولیه از پوره­ سنین اول شته­ها و لاروهای کامل از کلیه مراحل مختلف شته­ها تغذیه می­کنند. مرحله جنینی آن‌ها حدود 2 تا 3 روز طول می­کشد و بطور کلی این پشه­ها حدود 60 گونه از شته­ها را مورد تغذیه قرار می­دهند، به عبارت دیگر پلی‌فاژ(Polyphage)هستند.<br /><br />از دیگر شکارگرها که برای کنترل شته­ها مورد استفاده قرار می­گیرند بال‌توری­­های خانواده کرایزوپیده (Chrysopidae) مخصوصاً گونه­ای بنام کرایزوپرلاکارنئا(Chrysoperla carnea)  است. این گونه تخم­هایش را که دارای ساقه­ای بوده، در زیر یا روی سطح برگ گیاهان قرار می­دهد و بعد از آنکه لاروها خارج شدند با قطعات دهانی مکنده خودشان به تغذیه از شته­ها می‌پردازند. (بر خلاف کفشدوزک­ها که تمام بدن شته را مورد تغذیه قرار می­دهند این بال‌توری­ها با قطعات دهانی مکنده خودشان محتویات بدن شته­ها را مورد تغذیه قرار می­دهند و پوست یا جسد آ‌ن‌ها را استفاده نمی‌کنند.)<br /><br />سپس در زیر برگ گیاهان در داخل یک پیله ابریشمی تبدیل به شفیره می­شوند که بعد از سپری شدن مرحله شفیرگی که ممکن است حدود یک تا دو هفته طول بکشد حشرات کامل ظاهر می­شوند.<br /><br />از دیگر دشمنان طبیعی شته­ها، سن­های خانواده آنتوکوریده  (Anthocoridae)هستند. سن­ها از راسته همی‌پترا مخصوصاً گونه­هایی از جنس اوریوس (Orius) مانند اوریوس ایندی­سیوس(Orius indisiosus)  از شته­ها در گلخانه­ها و روی گیاهان زینتی تغذیه می­کنند.<br /><br />این سن­ها هم مانند بال‌توری­ها دارای قطعات دهانی زننده مکنده هستند و خرطوم و استایلِت­های مربوط به آرواره­های بالا و پایین خود را داخل بدن شته­ها فرو می­کنند و محتویات و مایع بدن شته­ها را مورد تغذیه قرار می­دهند.<br /><br />از دیگر دشمنان طبیعی شته­ها که احتمالاً اکثر مردم آن‌ها را در طبیعت مشاهده کرده­اند کفشدوزک­ها هستند. گونه­هایی از کفشدوزک­ها مانند کفشدوزک هفت نقطه­ای ککسینلا سپتمپونکتاتا (Coccinella septempunctata)   و هیپودامیا وریه‌گاتا (Hyppodamia variegata)  هم در مرحله لاروی و هم در مرحله حشره کامل از شته­ها تغذیه می­کنند و از عوامل مهم کنترل بیولوژیک شته­ها هستند. <br /><br />        عموماً کفشدوزک­ها طیف وسیعی از شته­ها را مورد تغذیه قرارمی­دهند و از یک گونه خاص از شته­ها تغذیه نمی‌کنند. اگر در محیط گلخانه‌ای فقط 2یا 3 نوع کفشدوزک رها شود تمام شته‌ها را از بین می‌برند. بطوریکه کفشدوزک 7نقطه‌ای حدود 50 نوع شته را تغذیه می‌کند یا به عبارت دیگر پلی‌فاژاست.<br /><br />        گروه دیگری از دشمنان طبیعی شته­ها، قارچ‌ها هستند. قارچورتی‌سیلیوم لیکانی(Verticilium lecanii) به عنوان یکی از عوامل مهم کنترلبیولوژیک شته­ها بصورت تجارتی تکثیر می­شود و مورد استفاده قرار می­گیرد. اسپورهایاین قارچ در محیط­های گلخانه­ای می‌­باشند و بعد از اینکه اسپورها در محیط مرطوبجوانه ­می­زنند مسیلیوم­هایشان وارد بدن شته­ها شده که باعث از بین رفتن آن‌هامی­شود.<br /><br />]]></description>
<category><![CDATA[گياهپزشكي]]></category>
<dc:creator>samane</dc:creator>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 05:49:30 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>نقش مولیبدن در گیاه</title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2817</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2817</link>
<description><![CDATA[نقش و جایگاه مولیبدن در خاک و گیاه<br />مقدمه :<br /><br />اين عنصر در سال 1778 توسط Carl Wilhelm Scheele دانشمند سوئدي كشف شد اما تا چند سال پس از آن، موليبدنيت تنها در حد آزمايشگاهي کار مي شد. نخستين كاربرد اصلي موليبدن در جنگ جهاني اول بود. در آن زمان موليبدن به فولاد افزوده مي شد و نتيجه آن توليد فولادهاي مقاوم در حرارت هاي بالا بود كه در زره پوش ها و موتور هواپيماها استفاده مي شد. <br /><br />نام موليبدنيم Molybdenum از واژه يوناني (Molybdos) به معني شبيه سرب گرفته شده است. زيرا موليبدنيم به صورت آزاد درطبيعت يافت نمي‌شود. فراواني موليبدنيم در پوسته زمين 007/0% مي باشد.<br /><br />موليبدنيم فلزي است به رنگ سفيد متمايل به خاکستري يا سفيد- نقره‌اي با نماد Mo، عدد اتمي 42، وزن مخصوص 22/10 گرم بر سانتي متر مکعب، سختي 5/5 در مقياس موس، خيلي سخت، داراي بيشترين نقطه ذوب در بين عناصر، نقطه جوش 4612 درجه سانتيگراد و نقطه ذوب 2617 درجه سانتي گراد. موليبدنيم در گروه 6(VI) جدول تناوبي به عنوان Transition Metals بوده و در دوره 5 قرار دارد. <br /><br />عنصر موليبدنيم بعنوان يك عنصر انتقالي داراي ظرفيت هاي 2،3،4،5،6 بوده و داراي خاصيت كالكوفيلي و سيدروفيلي است.<br /><br />در حالت توده اي اين عنصر داراي خواص فلزي تيپيك و رنگ سفيد نقره اي درخشنده بوده و درحالت پودري موليبدن به رنگ خاكستري تيره است.<br /><br />موليبدن جلاي خود را در هوا حفظ مي كند. اين عنصر ممكن است براثر اكسيداسيون الكتروليتي غير فعال شده و به ماده غير فعال شيميايي تبديل شود. پس از گرم كردن در مدت زمان طولاني با دماي 600 درجه سانتي گراد تصفيه شده و اكسيد اسيون سريع رخ مي دهد. موليبدن در حضور اكسيژن در دماي 500 تا 600 درجه سانتي گراد مي سوزد. اين عنصر به آرامي توسط بخار اكسيد مي شود و توسط گاز فلوئور سرد و كلر و برم گرم خورده مي شود. اسيدهاي رقيق و اسيد هيدروكلريك غليظ تأثير كمي روي موليبدن مي گذارند. <br /><br />اسيد نيتريك غليظ به آرامي اين عنصر را حل مي نمايد اما سريع سطح فلز را غير فعال ساخته و از واكنش بيشتر جلوگيري مي نمايد.اين عنصر توسط مخلوط اسيد نيتريك غليظ و اسيد هيدروفلوئوريك غليظ حل مي شود. موليبدن تحت تأثير محلولهاي بازي و هيدروكسيدهاي فلزات قليايي گداخته قرار نمي گيرد. اگر چه نمكهاي اكسيد كننده گداخته مانند پروكسيد سديم، نيترات يا پركلرات سديم يا پتاسيم فلز را به سرعت حل مي نمايد. اين عنصر در هنگام حرارت دادن با كربن، بر، نيتروژن و سيليس واكنش داده و آلياژهاي فراواني توليد مي نمايد. موليبدن به مقادير كم، در سختي فولاد اثر دارد.<br /><br />موليبدن در انواع كاتاليزورها بخصوص در تركيب با كبالت در گوگرد زدايي نفت كاربرد دارد. موليبدن از نظر زيستي يك فلز فعال است كه در عملكرد آنزيم هاي احيا كننده نيتروژن به آمونياك و نيترات نقش دارد. <br /><br />موليبدنيم 6 ايزوتوپ پايدار و 12 ايزوتوپ راديواكتيو دارد. Mo99 در ژنراتورها استفاده مي‌شود كه ايجاد Tc99 براي صنعت ايزوتوپ هسته‌اي مي‌كند. <br /><br />كانيهاي متشکله موليبدنيم به سهولت در محلول‌ها تجزيه مي‌شوند و همراه با فلزات سنگين حتي در محلول‌هاي حقيقي به شكل سولفور ته‌نشين مي‌شوند.<br /><br />موليبدن دومين عضو گروه 6 جدول تناوبي است. اين عنصر بعنوان يك عنصر انتقالي داراي ظرفيت هاي 2،3،4،5،6 مي باشد. در حالت توده اي اين عنصر داراي خواص فلزي تيپيك و رنگ سفيد نقره اي درخشنده مي باشد. حالت پودري موليبدن به رنگ خاكستري تيره است. <br /><br />خواص فيزيكي موليبدن شديداً به روش توليد و تصفيه اين عنصر بستگي دارد. بعنوان مثال چگالي نسبي اين عنصر بين 01/9 تا 22/10 اندازه گيري شده است.<br /><br />  موليبدن به صورت خالص در طبيعت يافت نمي شود. <br /><br />•موليبدنيت Molybdenite <br /><br />كاني اصلي و اقتصادي موليبدنيم، موليبدنيت با فرمول (MoS2) مي‌باشد. اين عنصر عموماً بصورت موليبدنيت در طبيعت رخ مي دهد. متوسط تمركز موليبدن در پوسته زمين تقريباً 4 – 10 % مي باشد. مقادير ناچيزي از اين عنصر نيز به همراه فلزات ديگر كه خواص شيميايي مشابه دارند، يافت مي شود. <br /><br />•ولفنيت Wolfnite<br /><br />اين کاني با فرمول (PbMoO4) كه در منطقه اكسيداسيون كانسارهاي موليبدن ديده مي‌شود.<br /><br />•پووليت Powellite <br /><br />اين کاني با فرمول (CaMoO4) كه در منطقه اكسيداسيون كانسارهاي سولفيدي موليبدن در بسياري از مناطق دنيا يافت شده است. پووليت يك موليبدات كلسيم است كه از موليبدنيت در كانسارهاي حاوي شئيليت CaWO4 تشكيل مي شود. در اين کاني تنگستن تا 10 درصد مي تواند جايگزين موليبدن گردد.<br /><br />•فري موليبدنيت molybdenite Feri-<br /><br />اين کاني با فرمول (Fe MOP12. 8 H2O ) محصول اكسيداسيون موليبدنيت در حضور آهن Ш (سه ظرفيتي) مي باشد. موليبدنيت منبع اوليه اقتصادي موليبدن مي باشد. در صورت افزايش تقاضا جهت موليبدن منابع ديگر همچون ولفنيت، پووليت و فرعي موليبديت ممكن است از اهميت تجاري برخوردار گردند.<br /><br />•موليبديت Molybdite : <br /><br />موليبديت با فرمول شيميايي(MoO3) نشان داده مي شود.<br /><br />ساير كانيهاي موليبدن شامل آكرماتيت، بلونزيت، چيلاژيت، ائوسيت، ايلسمانيت، ژورديسيت، كواك و نييت، ليندگرنيت و پانريت مي باشد. كانيهاي اخيرالذكر از اهميت تجاري برخوردار نيستند. <br /><br />اهمیت  مولیبدن در تغذیه گیاهان زراعی و باغی : <br /><br />      مولیبدن كه در پوسته زمین و خاك‌ها به مقدار بسیار اندك وجود دارد به مقدار بسیار كمی‌نیز مورد نیاز گیاه است. مقدار مولیبدن در كرة خاكی به طور متوسط 3/2 میلی گرم دركیلوگرم برآورده شده است كه تقریبا 10 درصد آن قابل استفاده گیاهی است. جذب سطحی مولیبدن به pH  خاك بستگی دارد و در pH  حدود 7 یا بالاتر كم است اما با پائین آمدن pH  زیاد می‌شود. بعبارت دیگر كمبود مولیبدن بیشتر در خاك‌های اسیدی دیده می‌شود و از این جهت با دیگر عناصر كم مصرف كه كمبود آن‌ها بیشتر در خاك‌های قلیائی دیده می‌شود، تفاوت دارد. بعبارت دیگر كمبود این عنصر در خاك‌های خشك و نیمه خشك مشاهده نشده است. فسفات می‌تواند جانشین مولیبدن در سطح كلوئیدها گردد به همین دلیل كاربرد زیاد كودهای فسفری جذب مولیبدن بوسیله گیاه را افزایش می‌دهد. اما كاربرد زیاد سولفات ها اثر كاهش دهنده برجذب مولیبدن بوسیله گیاه دارد. در خاك‌هائی كه در مرز كمبود مولیبدن هستند كاربرد بیش از حد كودهای سولفات دار ممكن است موجب كمبود مولیبدن گردد. از گیاهانی كه به دادن كود مولیبدن واكنش نشان می‌دهند بقولات، خانواده كلم، گندمیان مرتعی و چند نوع سبزی هستند. مسمومیت گیاهی ناشی از مولیبدن زیاد مشاهده نشده است. زیادی مولیبدن، مخصوصاً برای دام‌هائی كه چرا می‌كنند مسمومیت زا است. مولیبدنوسیس یك بیماری گاوی است كه در واقع به دلیل عدم تعادل مولیبدن و مس در جیره غذائی نشخوار كننده ایجاد می‌شود. مسمومیت مولیبدن باعث توقف رشد و تغییر شكل استخوآن‌های دام می‌شود. این عارضه را می‌توان با خوراندن سولفات مس به دام یا دادن سولفات مس به خاك برطرف نمود.. <br /><br />نقش‌ مولیبدن‌ در تغذیه‌ انسان‌ و دام‌ :<br /><br />     كمبود مولیبدن در انسان مشاهده نشده است و در مورد حیوانات نیز تشخیص كمبود آن مشكل است. آنچه در مورد مولیبدن مهم است، مسمومیت این عنصر برای حیوانات نشخوار كننده است. شیر و فرآورده های لبنی، دانه‌های حبوبات، گوشت و دانه‌های غلات منابع عمده مولیبدن هستند. مقدار جذب روزانه مولیبدن در افراد بالغ 80  تا 350 میكروگرم در روز تخمین زده شده است.<br /><br />پراكندگی‌ جغرافیایی‌مولیبدن در جهان : <br /><br />   مولیبدن یكی از عناصر ضروری برای رشد گیاهان است اما غلظت این عنصر در بافتهای گیاهی بسیار كم است. با این وجود استفاده از كودهای حاوی مولیبدن موجب افزایش فاحشی در برخی نقاط شده است. در آمریكا، كمبود مولیبدن در گیاهانی دیده می‌شود كه بر روی خاك‌هائی با مواد مادری حاوی مولیبدن بسیار كم رشد كرده اند. این خاك‌ها معمولاً اسیدی بوده اما آهك دهی تنها، در این خاك‌ها، تا زمانی كه همراه مولیبدن مصرف نشوند، افزایش عملكردی را موجب نشده است. در برخی خاك‌های اسیدی، آهك دهی تنها، موجب افزایش حلالیت مولیبدن بومی‌خاك تا یك سطح  مناسب شده است. زیادی مولیبدن در خاك تاثیری بر رشد گیاهان ندارد، اما زیادی غلظت این عنصر در علوفه بر متابولیسم مس در حیوانات تاثیر می‌گذارد. كمبود مولیبدن در گیاهان و كمبود مس ناشی از مولیبدن در جانوران در مناطق جغرافیائی خاصی از جهان گزارش شده است. گیاهان با كمبود مولیبدن معمولاً در مناطقی با خاك‌های اسیدی و با زهكشی خوب دیده میشود. گیاهان با زیادی غلظت مولیبدن اغلب در مناطقی خاك‌های آلی و زهكشی ضعیف ، كه غالبا قلیائی هستند، دیده می‌شود. پراكندگی جغرافیائی خاك‌هائی كه مبتلا به كمبود یا بیش بود مولیبدن هستند، تابعی از مقدار این عنصر در مواد مادری است. مواد مادری غنی از مولیبدن ، خاك‌هائی با مولیبدن كافی برای گیاهان می‌سازند. در خاك‌هائی با زهكشی ضعیف كه از مواد مادری فقیر از لحاظ مولیبدن تشكیل شده باشند، بیماری مولیبدنوسیس كمتر است. <br /><br />مكانیسم‌های‌ جذب‌ و انتقال مولیبدن در گیاهان : ‌<br /><br />     مولیبدن به صورت مولیبدات جذب گیاه می‌شود. سولفات با مولیبدات رقابت می‌كند و جذب آن را كاهش می‌دهد، اما فسفات در كوتاه مدت جذب مولیبدن را افزایش می‌دهد. با توجه به این دو پدیده، مولیبدن ظاهرا به صورت فعال جذب می‌شود اما دلیل قانع كننده ای در این مورد وجود ندارد. در باره چگونگی انتقال مولیبدن در گیاه اطلاعات زیادی در دست نیست. احتمال دارد انتقال آن در آوندهای چوبی به صورت مولیبدات یا كمپلكس با اسیدهای آمینه و مواد قندی انجام گیرد. از سوی دیگر ، قدرت جابجائی مولیبدن در گیاه نسبتاً خوب است و به همین دلیل این عنصر بیشتر در آوندهای آبكشی و سلول‌های پارانشیمی‌متمركز می‌شود. به علت ناچیز بودن مقدار مولیبدن قابل جذب در خاك، غلظت آن معمولاً در بافت‌های گیاهی كم است. اما برخلاف دیگر عناصر كم مصرف، زیادی جذب مولیبدن فقط در صورتی در گیاه ایجاد مسمومیت می‌كند كه غلظتش چند صد برابر غلظت معمولی باشد. <br /><br /> <br />]]></description>
<category><![CDATA[باغباني]]></category>
<dc:creator>samane</dc:creator>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 05:28:03 -0600</pubDate>
</item><item>
<title>نقش عناصر در گیاه</title>
<guid isPermaLink="true">http://irangolara.com/index.php?newsid=2816</guid>
<link>http://irangolara.com/index.php?newsid=2816</link>
<description><![CDATA[عناصر تشکیل دهنده گیاهان     <br /> <br /><br /> نقش عناصر معدنی در گیاهان ----------------------------------------------------<br /><br />مواد غذایی گیاهی به تمام عناصری اطلاق می‌شود که برای رشد و تکامل طبیعی گیاهان لازمند و هیچ عنصر شیمیایی دیگری قادر به انجام وظایف آنها نیست. <br /><br /><br />مفاهیم کلی <br />تمام عناصر غذایی به فرم یون و مولکولهای معدنی جذب می‌شوند. به همین دلیل ، مواد غذایی گیاهان از نظر انرژی فقیر هستند و در این رابطه اختلاف اساسی بین گیاهان عالی و جانوران و نیز تعداد زیادی از میکروارگانیسمها دیده می‌شود. جانوران و میکروارگانیسمهای زیادی در تغذیه خود همراه با جذب مواد ، انرژی نیز جذب می‌نمایند. یعنی مواد غذایی آنها ، اغلب حاوی انرژی نیز می‌باشد. در صورتی که گیاهان عالی ، نیازی به این گونه انرژی ندارند و انرژی خود را از طریق فتوسنتز تامین می‌کنند.<br /><br /><br /><br /><br /> <br />ساختار پتاسیم  <br /><br /><br /><br />قسمتی از این انرژی بدست آمده را ، خود گیاه مصرف می‌کند. و باقی به مصرف جانورانی که از آن استفاده می‌کنند می‌رسد. در کنار عناصر غذایی گیاهان ، عناصر شیمیایی دیگری نیز یافت می‌شوند که بی‌فایده هستند و حتی در غلظتهای زیاد می‌توانند اثر مسموم کننده داشته باشند گیاهان قادر نیستند بین عناصر مضر ، بی‌فایده و مفید موجود در محیط اختلافی قائل شوند و مقدار یک عنصر شیمیایی معین در گیاه ، اطلاعی از میزان نیاز فیزیولوژیک به آن نمی‌دهد. مثلا اغلب گیاهان ، سیلیکات را بیشتر از مقدار مورد لزوم جذب می‌کنند. <br /><br />تاریخچه <br />از آن زمان که ارزش عناصر معدنی به عنوان یکی از اهرمهای افزایش تولید محصول توسط کارل اسپرنگل (1859-1787) و یوستوس فن لیبیگ (1873-1803) مشخص گردید، علم تغذیه گیاهان ، واجد اهمیت فراوانی شد و از آن پس دانشمندان سعی نمودند توسط آزمایشهای کودی راههایی برای کسب محصول بیشتر پیدا کنند. <br /><br />مقدار عناصر گیاهی <br />آب در گیاهان سبز با اکتساب 90 - 80 درصد از وزن کل بیشترین سهم را دارد. اکسیژن و کربن هر کدام بیش از 40 درصد وزن ماده خشک را تشکیل می‌دهند. در حالی که مواد غذایی حقیقی که از طریق کودها در اختیار گیاهان قرار می‌گیرند فقط درصد کوچکی را به خود اختصاص می‌دهند. مقدار هر یک از مواد معدنی (عناصر) تحت تاثیر نوع گیاه ، محل رویش و کود دهی قرار دارد یعنی ارقامی که ارائه می‌شوند همیشه تا حدودی تصادفی است. <br /><br /><br /><br /><br /><br /> <br />ساختار نیتروژن  <br /><br /><br />عوامل موثر در مقدار عناصر در گیاهان <br />نوع گیاه: مقدار کلسیم و منیزیم در گیاهان دو لپه اغلب بیشتر از گیاهان تک لپه است و مقدار فسفر در بسیاری از گیاهان به استثنا کریوسیفرها بیشتر از مقدار گوگرد است.<br /><br /><br />سن گیاه: در گیاهان جوان مقدار زیادی آب و نیز N ، P ، K وجود دارد و بعدا ، در زمانی که رشد ساقه و چوبی شدن افزایش می‌یابد، مقدار P , K بر حسب مقدار در ماده خشک ، شروع به کاهش می‌کند.<br /><br /><br />مقدار مواد دیواره سلولی: مقدار عناصر معدنی موجود در بافتهای گیاهی بستگی زیادی به مقدار مواد دیواره سلولی ، سیتوپلاسم و مایعات واکوئلی از کل بافت دارد. دیواره‌های سلولی مقدار زیادی یون کلسیم جذب می‌کنند، سیتوپلاسم حتی از N ، P ، K است و واکوئلها دارای غلظت زیادی از یون سدیم و کلر و نیز پتاسیم ، فسفات و کلسیم هستند.<br /><br /><br />کود موجود در محیط: برای حفظ قدرت باروری و توان تولید خاک لازم است مواد غذایی جذب شده دوباره به خاک عودت داده شوند و این که این برگشت به فرم معدنی و یا آلی باشد از درجه دوم اهمیت برخوردار است. <br />تقسیم بندی عناصر گیاهی از نظر فراوانی آنها در گیاهان <br />عناصر غذایی به دو دسته پر نیاز (Macroelement) و کم نیاز (microelement) تقسیم می‌شوند. ازت ، فسفر ، گوگرد ، پتاسیم ، کلسیم ، منیزیم ، آهن از عناصر پر نیاز محسوب می‌شوند. این عناصر به مقدار زیاد و عناصر کم نیاز به مقدار کم مورد نیازند. مثلا نیاز گیاهان عالی به پتاسیم تقریبا هزار برابر بیشتر از بر است. اختلاف بین مقدار پرنیاز و کم نیاز در همه حال مانند بر و پتاسیم بزرگ نیست. مثلا مقدار نیاز گیاهان به منگنز و آهن اغلب مشابه است. به همین دلیل در موارد زیادی آهن را از دسته عناصر کم نیاز به شمار می‌آورند.<br /><br />از عناصر کم نیاز دیگر می‌توان به مس ، روی و مولیبدن اشاره کرد. تمام این عناصری که ذکر شد جزء عناصر غذایی اجتناب ناپذیر گیاهان می‌باشند چرا که برای رشد طبیعی و تکامل انواع مختلف گیاهان لازمند. اما عناصری هم وجود دارند که بودنشان در محیط ، تاثیری مثبتی روی رشد گیاه دارد مثل Si (سیلیسیم) ، کلرید ، کبالت که اینها را عناصر مفید می‌نامند. <br /><br /><br /><br /><br /><br /> <br />ساختار مس  <br /><br /><br />برخی عناصر با تاثیرات منفی بر روی رشد گیاه <br />عناصری که برای گیاهان ضروری‌اند مثل B ، Mn و Fe چنانچه بیش از اندازه عرضه شوند می‌توانند مسموم کننده باشند. از این بین عناصری وجود دارند که حتی غلظت نسبتا کم آنها که برای گیاهان سمی است. مثل هالوژنهایی مانند ید و برم ، و یا عناصری مانند Al و نیز فلزات سنگین مانند Ni ، Pb ، Cd. حداقل غلظت قابل تحمل اینها ، از گیاهی به گیاه دیگر فرق می‌کند. و هر کدام از اینها ، علائم مسمومیت خاصی را در گیاهان نشان می‌دهند مثلا آسیب گوجه فرنگی بوسیله ید ، زرد شدن و تحلیل رفتن برگها می‌باشد. اما در مسمومیت با Al ، کاهش شدید رشد رخ می‌دهد و ریشه‌ها ، کوتاه ، ضخیم و زخمی می‌شوند و به صورت افقی درمی‌آیند. <br /><br />تنظیم جذب عناصر گیاهی <br />مقدار جذب ، در گیاهان فقیر از نظر عناصر ، بیشتر از گیاهانی است که بطور نرمال تغذیه شده‌اند.<br /><br /><br />هر چقدر گیاه شدت رشد بیشتری داشته باشد، مقدار جذب هم بالاتر خواهد بود.<br /><br /><br />غلظت یک عنصر خاص ، بر مقدار جذب آن تاثیر آنچنانی نمی‌گذارد چرا که همیشه مقدار جذب با مقدار دفع در تعادل است.<br /><br /><br />قوی و یا ضعیف کارکردن سیستمهای حامل عناصر ، در مقدار جذب تاثیرگذار می‌باشد. مثلا گسترش سیستم آوندی یا حامل ، موجب افزایش جذب می‌گردد. <br />مقایسه گیاهان زراعی مختلف از جهت برداشت مواد غذایی در اثنای دوره رویشی بر حسب Kg در هکتار <br /><br /><br /><br /> <br />نوع گیاه Mg K P N  <br />چاودار 90 26 83 15  <br />گندم پاییزه 130 26 115 18  <br />گندم بهاره 110 20 83 15  <br />جو پاییزه 120 20 115 27  <br />یولاف 110 30 130 12  <br />چغندر قند 300 44 400 45  <br />سیب زمینی 140 33 200 9  <br />باقلا 250 35 190 -  <br />نخود 240 30 160 18  <br />کلم سفید 250 40 300 45  <br /> <br /><br /><br />چشم اندار بحث <br />برای حفظ محیط زیست و منابع محدود باید با مواد غذایی گیاهی موجود اقتصادی‌تر عمل کرد یعنی با شدت بیشتری نسبت به امروز مواد معدنی را دوباره به مزرعه برگرداند و از این طریق مقدار مواد معدنی خاک را افزایش داد. چرا که کشاورزی بدون کود معدنی در اغلب موسسات ، باعث کاهش قدرت باروری خاک زیر کشت آنها شده است. <br />]]></description>
<category><![CDATA[باغباني]]></category>
<dc:creator>samane</dc:creator>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 05:27:14 -0600</pubDate>
</item></channel></rss>